
ازپشت خم اولوس
تا خم پیچ چانکایا
هرکه ازپی بار خویش
دردی را به زورنای دل
کشان کشان می برد
ازدرب خم عاج نشین
تا لای یخ پیاده رو
هرکه در ازای دفتر خویش
نان بیاتی را ازمانده ی روزگار می برد
ازممیزی میز ارباب بشر
تا ماشین گشت میت
هرکه ازناله ی خویش
توشه ای به رایگان می برد
جهان