Wednesday, January 28, 2009


شوراها در روسیه

نویسنده: آندره نین

* این نوشتار با تغییرات اندکی از نشریه­ی کندوکاو شماره 7 (بهار 1357) برگرفته شده است.


واژه­ی روسی "سویتsoviet ، فقط به معنای شورا یا کمیته است. اگرچه انقلاب روسیه آن را برای همیشه در فرهنگ تمام کشورها وارد کرده است، ولی بیشتر مردم جهان معنای این واژه را نمی دانند، در نتیجه، این واژه هیچ چیز مرموزی در اندرون خود نهفته ندارد و برعکس ادعای کسانی که می­خواهند انقلاب اکتبر را پدیده­ای صرفاً روسی جلوه دهند، مخلوق ویژه "روح اسلاو" نیست. شوراها شکلی از سازماندهی و مبارزه­اند که طبقه کارگر روسیه و پرولتاریای تمام کشورها آن را برگزیده است. شاید بخش قابل توجهی از استثمار شوندگان معنای واقعی این واژه را ندانند، اما همه­ی آن­ها به خوبی آگاهند که با شعار" تمام قدرت به شورا" بود که پرولتاریای روسیه رژیم سرمایه­داری را در سال 1917، سرنگون کرد و ساختن جامعه­ای نوین و عاری از استثمار را با تکیه بر شوراها آغاز کرد. آنچه در بالا گفته شد اگر انزجار عمیقی که بورژوازی نسبت به شوراها احساس می­کند به مفهوم شوراها که به آن اشاره شد، بیافزاییم، کافی است تا به کارگران تمام جهان ثابت کند که آزادی آنها، به نحوی جدایی ناپذیر، به پیروزی این مفهوم وابسته است.

اما چنین فهمی که از غریزه­ی طبقاتی ناشی می­شود، کافی نیست. برای کارگران و دهقانان اسپانیایی مسئله­ی شوراها مسئله­ای کاملاً عملی است، زیراکه بدون ساختن چنین نهادی پیروزیشان ممکن نخواهد بود. پس لازم است که کارگران، شناختی درست از منشأ، انکشاف و کارکرد شوراها داشته باشند.

شوراها در جریان انقلاب سال 1905 روسیه پدیدار شدند. آفرینش شوراها به دلیل ابتکار یک حزب یا گروه سیاسی نبود، بلکه نتیجه­ی حرکت خود به خودی توده­ها و کشف مدام وقایع انقلابی بود. شوراها از همان نخست، به صورت شخصیت یافته و به طور مشخص در اکتبر1917، یعنی زمانی که جنبش به اوج خود رسید، ناگهان از زمین سبز نشدند؛ شوراها نتیجه­ی دگرسانی­های نهادهای مشخصی بودند که در طول مبارزه به وجود آمدند؛ فرایند بسیار نوینی به جریان افتاد. به قول نویسنده­ی روسی نوسکی؛ "به نظرمی­رسد که تاریخ از طریق توده کارگر، که سازنده آن بودند، از یک شکل سازماندهی شده به شکل دیگر گذر می­کند و با حذف برخی عناصر جدید، ساده­تر کردن یا پیچیده کردن سازمان، بدون وقفه آن را تغییر می­دهد و تعدیل می کند." در برخی موارد شوراها به صورت امتداد طبیعی کمیته­های اعتصاب که کارگران راه آهن ایجاد کرده بودند ظاهر شدند. در حالت دیگر به صورت انکشاف یافتن این کمیته­ها در کارخانه­ها و کارگاه­ها. مثلاً شورای اکاترینوسلاو، رستف، نوورسیسک، کراسنوگارسک، کیف، لیباو، رِوال و چند جای دیگر از این نوع بودند. این کمیته­ها که نخست نقشی به جز سازمان­دهی اعتصاب­کنندگان نداشتند، تحت رهبری رویدادهای انقلابی، کم کم به نهادهای نماینده­ی کل طبقه­ی کارگرتبدیل شدند و با همکاری با نمایندگان احزاب کارگری مختلف، یک ائتلاف رزمنده را پایه­ریزی کردند. منشأ شوراهای پتروگراد هم مشابه با همین بود. شوراها در ابتدا فقط هیأت نمایندگانی بودند که رفقایشان برای مذاکره با کارفرما و جمع­آوری پول و امکانات برای اعتصاب­کنندگان و غیره انتخابشان کرده بودند.

ظهور این سازمان­ها نقش عظیمی در پیدایش جنبش 1905، ایفا کرد. بدون آنها جنبش از کنترل پرولتاریا خارج می­شد زیرا که پیش از ظهور شوراها سازمان­هایی با ماهیت آشکارا بورژوایی در راس جنبش قرار داشتند که آن را منحرف کرده و از زیر هژمونی پرولتاریا خارج می­کردند و تابع رهبری بورژوازی لیبرال می­ساختند. بدون این سازمان­ها، که پرولتاریا در کشاکش مبارزه و زیر آتش نبرد به وجود آورد، جنبش قدرتمند 1905، نمی­توانست به قیام تبدیل شود.

به هر روی، واقعیت این است كه طبقه­ی كارگر روسیه، تشکل كاملاً بی­سابقه­ و اثرگذاری به وجود آورد كه به چند دلیل از همه­ی سازمان­های دیگر متمایز بود؛ یکم به این دلیل كه حاصل ابتكار منحصر به فرد خود طبقه­ی كارگر بود و دیگری به دلیل فرآیند ویژه­ی تشكیل آن و اهدافی كه به خاطرشان شوراها به وجود آمدند. شوراها توسط فقط طبقات انقلابی (كارگران، دهقانان، مزدبگیران) به وجود آمدند. مبانی ایجاد آنها، نه بر اساس قانون، بلكه مبتنی بر راه انقلابی و مبارزه­ی مستقیم توده­های تحت استثمار است. در این فرایند شوراها ساخته می­شوند و رفته رفته به ابزار قیام و نطفه­ی دولت آینده­ی پرولتری تبدیل می­گردند. شوراها از همان آغاز روند سامان­یابی خود نطفه­ی قدرت طبقاتی هستند؛ یعنی نطفه­ی دیكتاتوری پرولتاریا. به قول لنین: "آنها طوری عمل می­كردند كه توگویی به نقد قدرتی بودند؛ مثلاً چاپخانه­ها را در دست می­گرفتند (در پتروگراد)، ماموران پلیس را كه مانع مبا رزه­ی مردم انقلابی، برای احقاق حقوقشان می­شدند، دستگیر می­كردند، با برانگیختن مردم به خودداری از پرداخت پول به دولت، بمثابه یک قدرت عمل می­كردند. آنها ذخایر پولی حكومت را غصب می­كردند (كمیته كارگران راه آهن در جنوب) و آنها را در جهت نیازهای حكومت جدید، حكومت انقلابی و متكی به توده­ها، اختصاص می­دادند". لنین همچنین می­گوید: "این ارگان­های دولتی نطفه­های دیكتاتوری بودند، زیرا هیچ قدرت دیگری، هیچ قانون دیگری، و هیچ قاعده­ی دیگری را، از هر سرچشمه­ای كه بوده باشد، به رسمیت نمی­شناختند. یك قدرت غیرمحدود، فرای قانون، كه به معنای واقعی كلمه متکی به زور است، چیزی جز دیكتاتوری نیست. ولی زوری كه این نگرش بر آن متكی بود، نه زور سرنیزه بود، نه نیروی پول و نه نیروی هیچ نهاد موجود. نه هیچ چیز دیگر. این قدرت نه اسلحه در اختیار داشت، نه پول و نه مؤسسات گذشته را. این زور برچه متکی بود؟ بر توده­های خلقی. این وجه مشخصه­ی اساسی این قدرت جدید، در مقایسه با قدرت سابق، بود. آنها (قدرت سابق) نهادهای قدرت اقلیت بر مردم، بر توده­های كارگر و دهقان بودند و این­ها (شوراها) نهادهای قدرت مردم، كارگران و دهقانان، براقلیت، برمشتی مأموران پلیس، اشراف و كارمندان صاحب مزایا".

در آغاز، احزاب كارگری اهمیت عظیم شوراها را درك نكردند. تا دسامبر، یعنی زمانیكه مبارزه شكل قیام مسلحانه بخود گرفت، نقش و اهمیت ژرف شوراها را در تمامیت­اش نفهمیدند. حتا برخی ازنمایندگان احزاب كارگری می­خواستند از این نهادها، كه به نظرشان نامشخص و بی سرانجام بودند، بیرون بیایند. خود لنین تا مارس سال 1906، از شوراها به مثابه نهادهای قدرت جدید انقلابی حرفی نمی­زند.* ولی در هر صورت بلشویک­ها اولین كسانی بودند كه اهمیت شوراها، به مثابه نهادهای قیام و به مثابه مناسب­ترین چارچوب برای تحقق بخشیدن جبهه واحد تمام عناصر انقلابی پرولتاریا را درك كردند و بدین ترتیب، همانطور كه سیر وقایع به چرخشگاه­های حساس خود نزدیك می­شد، این بلشویک­ها بودند كه نقش اصلی را در شوراها ایفا كردند.

شک نیست كه پرولتاریای روسیه با ایجاد شوراها، شكل جدیدی از سازمان كارگری را به پرولتاریای بین­المللی ارایه داشت. شوراها درواقع نهادهایی سراپا انقلابی هستند كه هدفشان دگرگون ساختن فوری و اساسی تمامی ساختار روابط اجتماعی است و وجودشان در دوران پیدایش آرام و غیرقابل تصور است. اعتبار و ارزش شوراها، یعنی شكل جدید سازماندهی درمیان همه­ی كارگران روسیه بسیار بود. كارگران می­گفتند: "هرچه شوراها بگویند انجام خواهیم داد". در واقع کارگران، شوراهای کارگری را حكومت خودشان به حساب می­آوردند و فرمان­ها و تصمیم­های آن را بدون لحظه­ای تردید اجرا می­كردند. سازمانی كه اینچنین از اعمتاد بی­پایان توده­ها برخوردار باشد و بدین­سان از نزدیک با آنها پیوند داشته باشد هرگز به وجود نیامده است. كارگران، نمایندگان خود را برای شوراها انتخاب می­كردند. هر نماینده در مقابل كسانی كه او را انتخاب كرده بودند پاسخگوی عملكرد خود بود و گاهی اتفاق می­افتاد كه نماینده­ای كه وظیفه­ی خود را به نحو رضایت­بخش انجام نداده بود خلع و تعویض می­شد. با مطالعه­ی ساختار شوراها، می­بینیم که تقریباً تمامی آنها یک كمیته­ی اجرایی برای امور جاری داشتند؛ ولی همه­ی مسایل مهم در پلنوم­ها مورد بحث مفصل قرار می­گرفتند. شوراها سازمان­هایی بودند متكی بر توده، با عملكردی گسترده در بستری از روابط دمكراتیک.

وظایف و نقش شوراها، همراه با شرایط زمانی و مكانی تغییر می­كند. دیدیم كه آنها، در آغاز به وجود آمدن­شان، چیزی جز كمیته­های اعتصاب نیستند؛ و رفته رفته تبدیل به نهادهای نماینده­ی كل طبقه می­شوند؛ سپس به نهادهای قیام و نطفه­ی قدرت؛ و سرانجام، همراه با پیروزی انقلاب پرولتری، شوراها دقیقاً شكلی هستند كه دیكتاتوری پرولتاریا به خود می­گیرد. بنابراین شكل شورایی دیكتاتوری پرولتاریا، شكل سازمان­یابی پرولتاریا بمثابه قدرت دولتی است؛ دولتی كه امكان حاكمیت سیاسی كامل را فراهم می­سازد و تبدیل به ابزار نیرومند دگرگون­سازی اجتماعی و سیاسی می­شود.

شوراها در آستانه­ی كسب قدرت

1ـ نخستین شوراها

اولین شوراها در ایونووـ وسنسنسك Ivanovo-Vosnesensk، مهم­ترین مركز صنعت پارچه­بافی روسیه ظاهر شد. جنبش كارگری این شهر یكی از قدیمی­ترین جنبش­های كارگری كشور بود. نفوذ عقاید سوسیالیستی در آنجا بسیار عمیق بود ولی جنبش سوسیالیستی در آنجا یك ویژگی متمایزكننده داشت؛ برخلاف معمول نقش رهبری در آنجا در دست آغالشگران خارج از طبقه یا روشنفكران نبود. بلكه در دست خود عناصر طبقه­ی كارگر محلی بود. با این وصف توده­ی كارگران در آنجا نیز، مانند سایر كارگران این شاخه­ی صنعت، كه در تمام كشورها بدترین شرایط كار را داراست، بی­فرهنگ بودند.

جنبش انقلابی 1905 تأثیر فوری بر توده­ی كارگران تحت استثمار داشت. این تأثیر به ویژه در حوالی مراكز كارگری مهمی چون مسكو و ارژوو زوگو Orejovo Zugevo، كه خیزش انقلابی به حداكثر خود رسیده بود، چشمگیر بود.

دوازدهم ماه مه در ایوانوو ـ وسنسنسك اعتصاب كارگران پارچه­بافی آغاز شد. این اعتصاب تبدیل به یك اعتصاب عمومی گشت و نقش مهمی در تاریخ جنبش كارگری روسیه ایفا كرد. روز سیزدهم ماه مه در جلسه­ی اعتصاب­گران، در كناره­ی رودخانه­ی تالكی (Talki)، كه سی هزار كارگر در آن شركت داشتند، یك هیأت شورایی، مركب از 110 نماینده انتخاب شد كه مذاكرات با كارفرمایان و مقامات دولتی را از طرف همه­ی كارگران به انجام رسانند و رهبری اعتصاب را در دست بگیرند. این كمیته، چه از نظر شكل و چه از نظر ماهیت یك كمیته­ی اعتصاب معمولی نبود. از همان لحظه­ی اول رابطه­ی نزدیكی بین شورا و حزب سوسیال دمكرات كه كمیته­ی محلی آن الهام بخش تمام قطعنامه­های این ارگان جدید بود، برقرار شد.

شورا به زودی تحت تأثیر وقایعی كه در كشور پدیدار می­گشت، اهمیت بسیار و ماهیت انقلابی مشخصی كسب كرد. قدرت و اعتبار آن خارج از حد و اندازه بود. در واقع در این دوران، قدرت دوگانه­ای در ایوانوـ وسنسنسك وجود داشت. هیچ چیز را نمی­شد بدون اجازه­ی شورا در چاپخانه به چاپ رساند. مثلاً شورا از صدور اجازه­ی چاپ سندی كه در آن نمایندگان مقامات دولتی این نهاد جدید آفریده­ی كارگران را مورد خطاب قرارداده بودند خودداری كرد. از طرف دیگر، شورا در حالی كه چاپ تمام مدارک طبقه متخاصم را تحت كنترل خود گرفته بود، خود آنچه را كه می­خواست آزادانه چاپ می­كرد.

مثلاً تبلیغات سوسیال دمكرات­ها بدون هیچ كنترلی انجام می­شد. شورا آزادانه از اماكن عمومی و محلی استفاده می­كرد، بدون اینكه برای برگزاری جلسه­ها و میتینگ­های خود از كسی اجازه بخواهد. این حق با توسل به زور به دست آمده بود و هیچ چیز و هیچ كس نمی­توانست طبقه­ی كارگر را از استفاده از آن باز دارد. حتا كشتاری كه در سوم ژوئیه، مقامات تزاری سازمان دادند نتوانست این كار را بكند.

هیچ گونه مذاكرات جداگانه­ای مجاز نبود. هیچكس نمی­توانست بدون موافقت شورا كاری شروع كند. شورا خدمات مربوط به محافظت كارخانه­ها و اموال عمومی شهر را سازمان می­داد و در تمام مدتی كه حاكم بر جریان بود حتا یک عمل خرابكاری یا چپاول هم ثبت نشده است. دقیقاً در زمان انحلال شورا بود كه حمله به فروشگاه­ها و موسسه­ها آغاز شد.

شورا یک سلسله تصمیم­هایی كه ماهیت­شان صرفاً سیاسی بود، اتخاذ كرد و از طریق پیامی كه علاوه بر تمام نمایندگان شورا، هزاران اعتصاب­گر دیگر نیز آن را امضا كرده بودند به وزیر (تزار) تسلیم شد. در این پیام آزادی بیان، آزادی تجمع­ها و گردهمایی­ها و حق فراخواندن مجلس موسسان تقاضا شده بود. شورا همچنین تقاضای اكید تشكیل دادگاهی برای محاكمه­ی مسئولین استفاده از قوای دولتی بر علیه اعتصاب­کنندگان در سوم ژوئیه را مطرح كرد. كمیسیون­هایی به منظور جمع­آوری پول برای بیكاران، و تشکیل گردان­هایی (گارد کارگری) جهت محافظت كارخانه­ها و مراکز تولیدی ترتیب داد. بلافاصله پس از تأسیس شورا یک هیأت رهبری مركب از پنج نفر تشكیل گردید كه بی شک ساختاری مشابه به كمیته­ی اجرایی شوراهایی بود كه مدتی بعد درنقاط مختلف كشور تشكیل شدند.

پلنوم­های شورا هر روز صبح ساعت نه جلسه داشت. پس از پایان هر جلسه، جلسه­های عمومی كارگران شروع می­شد كه مسائل مربوط به اعتصاب را بررسی می­كرد. چگونگی ادامه­ی اعتصاب، مذاكره با كارفرمایان و مقامات دولتی و...، همه­ی اینها مورد بحث و بررسی قرار می­گرفت. پس از بحث پیشنهادهای شورا به مجامع عمومی ارایه می­شد. سپس مبارزان حزبی به روشنگری درباره­ی اوضاع طبقه­ی كارگر می­پرداختند وجلسه تا خسته شدن حاضرین ادامه پیدا می­كرد. سپس حاضرین به خواندن سرودهای انقلابی پرداخته و مجمع به پایان می­رسید. این جریان هر روز تكرار می­شد.

پس از كشتار سوم ژوئیه، مجامع شورا برای دو هفته تشكیل نشد و وقتی دوباره كار خود را آغاز كرد، چهل هزار كارگر در اولین جلسه­ی آن شركت كردند. پس از جلسه­های مجمع، تظاهرات آرام و متینگ هایی در مركز شهر برگزار می­گردید. روز 25 ژوئیه، از آنجا كه گرسنگی بر زندگی كارگران چنگ انداخته بود و كارفرمایان نیز عقب نشینی­های قابل توجهی كرده بودند، شورا تصمیم گرفت پایان اعتصاب را اعلام دارد.

روزی كه پایان اعتصاب اعلام شد شورای وسنسنسك خود به خود منحل شد، ولی اعضای آن به ایفای نقش نمایندگی كارگران ادامه دادند. در تمام كارخانه­ها كارگران، عناصر شوراها را"نماینده"ی خود می­شناختند و در تمام برخوردهای كارگران با دستگاه اداری آنها بمثابه نمایندگان توده­ی كارگران عمل می­كردند و كارفرمایان نیز مجبور بودند این واقعیت را بپذیرند.

2ـ شورای پترزبورگ

پترزبورگ تنها پایتخت رسمی كشور نبود، بلكه مركز جنبش انقلابی نیز به شمار می­رفت؛ در آنجا بود كه كارگران فعال­تر و روحیه­ی مبارزه جویی­شان نسبت به دیگر مناطق آتشین­تر بود. آنجا سرچشمه­ی همه­ی ابتكارها و افكار انقلابی بود. این امر حتا در روزهای دسامبر، كه پایتخت در شرایطی كه مبارزه­ی خونینی در مسكو جریان داشت آرام و منفعل مانده بود، صحت داشت. پترزبورگ با هزاران حلقه به بقیه­ی كشور متصل بود و این امر آن را قادر می­ساخت كه تجربه­ی سایر مراكز كارگری و نتایج حاصل از آنها را جذب كرده، آنها را در آزمایشگاه انقلابی پردازش كند و سرانجام در اكتبر1905 كامل­ترین شكل سازماندهی را یعنی شورای نمایندگان كارگران را كه تأثیر عظیمی برجنبش انقلابی در تمام كشور گذاشت، به وجود آورد.

این شورا در دشوارترین لحظه­ی مبارزه­ی انقلابی به وجود آمد. فكر ایجاد آن در دوازدهم اكتبر در یكی از مجامع كه در مؤسسه­ی تكنولوژی جریان داشت، مطرح شد. اما در واقع كارگران از همان آغاز انقلاب از طریق اشكال مختلف نمایندگی در كارخانه­ها و كارگاه­ها شروع به ایجاد آن كرده بودند.

در سیزدهم اكتبر اولین پلنوم شورا تشكیل جلسه داد. یكی از اصلی­ترین تصمیم­هایی كه در این جلسه اتخاذ شد این بود كه بیانیه­ای خطاب به همه­ی زنان و مردان كارگر منتشر شود. در این بیانیه چنین آمده بود: "نباید گذاشت كه اعتصاب­ها به صورت پراكنده ظاهر شوند و خاموش گردند. بدین دلیل تصمیم گرفته­ایم رهبری جنبش را به یک كمیته­ی كارگری مشترک متمركز کنیم. به هر كارخانه، هر كارگاه و هر صنف پیشنهاد می­كنیم كه نمایندگان خود را، به میزان یک نماینده از هر پانصد نفر انتخاب كنند. نمایندگان هر كارخانه یا كارگاه كمیته­ی كارخانه یا كارگاه را تشكیل خواهند داد. مجمع نمایندگان تمام كارخانه­ها و كارگاه­ها، كمیته­ی عمومی كارگران پترزبورگ را تشكیل خواهد داد". در ابتداهنگامی که نمایندگان کارگران انتخاب می­شدند به عنوان "کمیته­ی عمومی اعتصاب" فعالیت می­کردند. این تشکل گاهی "شورای عمومی كارگران" و گاهی فقط "شورای كارگران" نامیده می­شد. ولی عبارت "شورای نمایندگان كارگری" كه در اولین شماره­ی ایزوستیا، ارگان رسمی شوراها، ظاهر شده بود، همگانی شد.

هیچ­یک از شركت كنندگان در جنبش به اهمیت عظیم نقشی كه این تشکل به خاطر انجام­دادنش به وجود آمد آگاهی نداشتند، ولی آگاه­­ترین مبارزان به خوبی درک می­كردند كه این یک كمیته­ی اعتصاب ساده نیست، و وظیفه­ی آن اعتصاب­های سیاسی است كه نه تنها برای به دست آوردن 8 ساعت کار در روز، بلكه برای فراخواندن مجلس موسسان و به دست آوردن آزادی­های سیاسی می­بایست سازمان داده شود.

در اواسط ماه نوامبر تعداد نمایندگان شورا 526 نفر بود كه از 147 كارخانه، 34 كارگاه و 16 سندیكا انتخاب شده بودند. از این میان 508 نفر نماینده­ی دستکم 250 هزار كارگر بودند، یعنی اكثریت عظیم كارگران پایتخت. در پیشاپیش آنها كارگران فلزكار كه پیشگامان جنبش انقلابی بودند، قرار داشتند. تعداد نمایندگان آنها به 351 نفر می­رسید؛ پس از آنها كارگران نساجی، با 57 نفر نماینده قرار داشتند؛ سپس كارگران چاپخانه با 32 نماینده؛ کارگران صنایع چوب با 23 نماینده و... ولی در شوراها گذشته از این كه برخی از نمایندگان منتخب كارگران خود از اعضای حزب سوسیال دمكرات روسیه (بلشویک­ها و منشویک­ها) و حزب سوسیال رولوسیونر بودند، احزاب انقلابی و همچنین كارمندان و كاركنان اداره­ی پست و تلگراف نیز نماینده داشتند. از 50 عضو كمیته­ی اجرایی 28 نفر نماینده­ی كارخانه­ها و كارگاه­ها، 13 نفر نماینده­ی سندیكاها و 9 نفر نماینده­ی احزاب سوسیالیست بودند. شورای پتروگراد ـ بنا به تعریف لنین ـ وحدت موثر سوسیال دمكراسی انقلابی، كارگران انقلابی و دمكراسی انقلابی را متحقق ساخت، از این منظر حالتی دوگانه، هم قدرت و هم ضعف در درون شوراها نهفته بود؛ قدرت، به این معنا كه تمام پرولتاریا را سازمان می­داد و ضعف، به این معنا كه ابتكار و انرژی این توده­ی پرولتاریا تا حدی به خاطر تردید و تزلزل خرده بورژوازی رادیكال، خنثا می­شد.

پترزبورگ در سال 1905، مركز تمام وقایع بود و در خود پایتخت شورا مركز تمام جنبش به حساب می­آمد؛ و دلیل آن پیش از هر چیز به قول تروتسكی این بود كه "این سازمان پرولتری و فقط متشکل از طبقه­ی كارگر، به طور مشخص سازمان خود انقلاب بود". باز به قول تروتسكی كه خود در صدر این شورا بود؛ "شورای نمایندگان كارگران بمثابه پاسخی به یک نیاز عینی كه جریان روند وقایع ایجاد كرده بود به وجود آمد؛ نیاز عینی به تشکلی كه قدرت و اعتبار داشته باشد، توده­های پراكنده­ی پایتخت را سازمان دهد، گرایش­های مختلف انقلابی درمیان پرولتاریا را متحد كند، قادر به ابتكار عمل باشد، خود به خود به بازبینی و كنترل اعمال خود بپردازد، و بالاتر از همه بتواند به سرعت سامان یابد."

هیچ یک از احزاب انقلابی موجود، هیچ یک از سندیكاها كه تعدادشان به هرروی بسیار محدود بود، نمی­توانست این نقش را ایفا كند. بلشویک­ها و منشویک­ها، به­رغم نفوذ عظیمی كه در میان توده­ی كارگر داشتند، تا آخر تابستان بیش از 2 تا 3 هزار عضو و تا پایان سال 1905 بیش از 5 الی 6 هزار عضو نداشتند. به كمک شوراها سوسیال دمكراسی، تمام توده­ها را به حركت درآورد. شوراها مراكزی بودند كه به سازماندهی و مبارزه­ی پرولتاریا و حتا اقشاری از خرده بورژوازی، تحت رهبری سوسیال دمكراسی، نیرو می­بخشیدند.

زمانی كه در پترزبورگ شورا به وجود آمد یک "دوما" (انجمن یا پارلمان) شهر وجود داشت، كه فقط مرجعی برای اداره­ی امور شهری بود و قدرت آن­هم به شیوه­ای از طرف حكومت تزاری محدود می­شد. همه­ی این مرجع منتخب طبقه­ی حاكم بود. یكی از اولین اقدامات شورا ارایه­ی یک سلسله از خواست­ها به "دوما"ی اصلی بود. این خواست­ها عبارت بودند از:

1ـ اقدامات فوری جهت تدارک نیازهای توده­ی كارگران پایتخت به عمل آید.

2ـ اماكن عمومی در اختیار مجامع كارگری گذاشته شود.

واگذاری سالن­ها و ساختمان­ها به پلیس و ژاندارمری و پرداخت هزینه به آنها ممنوع شود.

4ـ پول­های ذخیره­ی خزانه­ی انجمن شهر در اختیار شورا گذاشته شود تا به مصرف تسلیح پرولتاریای پترزبورگ در راه آزادی مردم برسد.

این خواست­ها توسط یک هیأت نمایندگی از طرف شورا به "دوما" ارایه شد. بدیهی است كه اعضای "دوما" هیچ گونه توجهی به خواست­های پرولتاریا نكردند، و وعده دادند كه مسأله را در یک جلسه­ی فوق­العاده­ای بررسی كنند، ولی این وعده هرگز عملی نشد.

الهام بخش برنامه­ی سیاسی شورا، سوسیال دمكراسی بود. شعارهای اصلی آن سرنگونی حكومت مطلقه، ایجاد مجلس مؤسسان، جمهوری دمكراتیک و هشت ساعت كار در روز بود.

شورا سه اعتصاب را رهبری كرد. اعتصاب­های عمومی اكتبر و نوامبر و اعتصاب پست­خانه؛ حدود نیم میلیون اعلامیه صادر كرد؛ هشت ساعت كار در روز را به شیوه­ی انقلابی در كارخانه­ها به اجرا گذاشت؛ آزادی مطبوعات و مجامع را اعلام داشت وبا در دست گرفتن چاپخانه­ها و اماكن عمومی آنها را ملموس ساخت؛ كمك به بیكاران را سازمان داد؛ رهبری جنبشی را كه بیانیه­ی 17 اكتبر را برتزاریسم تحمیل كرد (بیانیه­ای كه فراخواندن "دوما" و یک سلسله آزادی­های سیاسی دیگر را وعده می­داد) در دست گرفت و با اعتصاب عمومی نوامبر تزاریسم را مجبور به قطع جنگ در لهستان كرد.

در فرایند خیزش انقلاب، شورا واقعاً بمثابه یک قدرت عمل كرد و از یک پیروزی به پیروزی دیگر پیش رفت. شورا شعار"خود را مسلح كنید !" را صادر كرد، شعاری كه واکنشی آتشین در میان پرولتاریا برانگیخت. در كارخانه­ها گروه­های مسلح سازمان داده شدند. شوراها به حساب خود اسلحه خریداری كردند و "میلیس"های كارگری سازمان دادند. این "میلیس"ها در اطراف چاپخانه­ای كه ایزوستیا در آن به چاپ می­رسید كشیک می­دادند، برعلیه گروه­های ارتجاعی مبارزه می­كردند و از مجامع حفاظت می كردند.

اعتبار و نفوذ شورا، بسیار زیاد بود. همه­ی مردم، همه­ی توده­های تحت استثمار، تمام قربانیان دستگاه سركوب دولتی با اشتیاق به خواست كمک به شورا پاسخ مثبت می­دادند. در آخرین دوران فعالیت شورا، رفت و آمد نمایندگان دهقانان افزایش یافته بود و روابط با سربازان نیز روبه تحكیم می­رفت. دادگاه­ها به شاهدهایی كه نماینده­ی شوراها بودند اجازه­ی خروج می­دادند تا بتوانند وظایف خود را انجام دهند. اگر پلیس یكی از آنها را به بهانه­ی نوعی اخلال­گری دستگیر می­كرد، به محض نشان دادن كارت شناسایی، آنها را آزاد می­كردند. مقام­های نظامی كه از مركز برق حفاظت می­كردند بنا به دستور شورا برق را برای چاپ ایزوستیا به جریان می­انداختند و به طور رسمی به شورا گزارش می­دادند كه دستور انجام شده است. همه­ی كارگران راه آهن و پست و تلگراف در اختیار شورا بودند، در صورتی كه شخص نخست­وزیر نمی­توانست هر وقت كه می­خواست از آنها استفاده كند.

از جمله مشتركین ارگان شورا، ویت witte نخست وزیر و بی ربلف Birilov وزیر نیروی دریائی بودند. زمانی كه قتل عام­های سازمان داده شده توسط گروه­های موسوم به "صد سیاه" (گروه­های ارتجاعی ضد یهود ـ مترجم) در سراسر كشور آغاز شد، شورا به كلیه­ی كارگران دستور داد تا خود را مسلح كنند. ولی شورا امكانات به دست آوردن اسلحه را نداشت، در نتیجه خود شروع به ساختن اسلحه­های كمری در كارخانه­ها و كارگاه­ها كرد. شورا واقعاً تبدیل به موزه­ای بینهایت متنوع شده بود. ولی مدتی بعد شورا دست به خرید اسلحه زد. "میلیس" كارگری مركب از شش هزار كارگر بود و این نهاد معمولاً به طور علنی فعالیت می­كرد، تا آنجا كه شماره تلفن قرارگاه­های "میلیس" در روزنامه­ها به چاپ رسید، به طوری كه در مواقع اضطراری مردم می­توانستند با آن تماس بگیرند.

روز26 نوامبر، كروستالف Krustalev؛ نخستین رئیس شورا دستگیر شد. پاسخ شورا به این عمل اعلامیه­ی زیر بود: "صدر شورای نمایندگان كارگران از طرف حكومت زندانی شده است. شورا رهبر دیگری انتخاب می­كند و به تدارک قیام ادامه می­دهد." تروتسكی انتخاب شد. ولی زندگانی شورا كوتاه بود.

روز دوم دسامبر، شورا بیانیه­ای خطاب به مردم صادر كرد. در این بیانیه از مردم دعوت شده بود، پول خود را از حساب­های پس­انداز بانک دولتی بردارند و تقاضا كنند دارایی آنها به صورت طلا پرداخت شود. این فراخوان واکنش بسزایی در میان مردم داشت و بدین ترتیب ضربه­ی مهلكی به حكومت وارد آورد.

شورا تبدیل به نیروی عظیمی شده بود. تحت تاثیر شورا، نهادهای مشابهی در شهرهای دیگر به وجود آمد. لحظه­ای كه می­باید در اتحاد با دهقانان دست به مبارزه­ی نهایی زد نزدیک می­شد. ولی دمكراسی انقلابی كه شورا نماینده­اش بود و گروه­های اپوزیسیون بورژوا ـ لیبرال به پیروزی اكتبر (1905) قانع شدند و پشت سر مردم با تزار سازش كردند. این امر در حكومت مطلقه اعتماد به نفس و نیرو دمید، تا جایی كه سرانجام شورا را منحل كرد. روز سوم دسامبر نیروهای دولتی، محلی را كه در آن كمیته­ی اجرایی گردآمده بود محاصره كردند و توقیف اعضای آن را آغاز كردند. اعضای آن محاكمه و محكوم به تبعید در سیبری شدند. مدتی بعد تلاش­هایی برای ایجاد شوراهای مخفی انجام گرفت ولی این تلاش­ها موفقیت­آمیز نبود، درست است كه كمیته­ی اجرایی دیگری پس از این به فعالیت ادامه داد ولی از نظر محتوایی یک مرجع كاملاً اسمی بود كه تمام قدرت و اعتبار خود را از دست داده بود. این كمیته­ی اجرایی نیز به نوبه­ی خود در بهار سال 1906 دستگیر شد.

شورای پترزبورگ برعكس شورای مسكو، ابزار قیام مسلحانه نبود. دلیل آن نیز، تا حد زیادی؛ نفوذ منشویک­ها در آن بود.

3ـ شورای مسكو

شورای مسكو، مانند برخی از شوراهای ایالات دیگر دیرتر ایجاد شد. فعالیت آن به طور رسمی از 22 نوامبر آغاز شد. در سپتامبر، از آن زمانی كه اعتصاب كارگران چاپخانه، پشتیبانی جنبش نیرومندی در میان كارگران مسكو را برانگیخت و تظاهرات، همایش­ها و حتا برخورد با ارتش در پشتیبانی از آن سازمان داده شد، فكر ایجاد شورا تبلور یافته بود. كارگران چاپخانه، كمیته­ای ایجاد كردند كه در واقع نطفه­ی شورای آینده بود. در واقع یک كمیته­ی اعتصاب تبدیل به نهادی انقلابی شد كه آزادی مجامع و آزادی بیان را جامه­ی عمل پوشاند، گردهمایی­هایی در اماكن عمومی ترتیب داد، سپس خود را قانونی كرد و یک سلسله خواسته­های سیاسی نیز مطرح ساخت. ابتدا هر كارگاه یک نماینده به ازای هر بیست نفر كارگر انتخاب می­كرد. كمیته­ی كارگران چاپخانه، در جریان وقایع، تبدیل به شورای مسكو شد. شورای مسكو در آخرین روزهای موجودیت خویش بیش از 200 نفر بود كه صدهزار كارگر را نمایندگی می­كرد، یعنی اكثریت عظیم كارگران مسكو را.

لزوم ایجاد شورا در نیازهای یک كمیته­ی اعتصاب نهفته بود كه جنبش سیاسی برعلیه حكومت مطلقه را رهبری می­كرد و از عناصر بورژوایی با درصد محدودی از نمایندگان كارگران مركب بود. در مناطق دیگری مانند سماراSamara و كیفKiev نیز به همین منوال بود. چندین پیشنهاد وحدت (با عناصر بورژوایی) پیشنهاد شد و حتا بخشی از كارگران كه همكاری تمام نیروها را برای مبارزه برعلیه دشمن مشترک اجتناب ناپذیر می­دانستند در مطرح كردن این پیشنهادها سهیم بودند. اما شورا، بدون اینكه از همكاری مشخص مبارزه برعلیه حكومت مطلقه امتناع كند، قاطعانه برعلیه هر نوع اغتشاش و مخدوش كردن مواضع و سیاست­ها اعلام موضع كرد. شورای نمایندگان كارگران گام بزرگی به پیش در پیدایش جنبش بود و تبدیل به ابزار قیام گردید. شورای مسكو در مورد تسلیح كارگران و تبلیغ و سازماندهی در میان سربازان نیز تشكیل شد، اگر چه عمر آن بسیار كوتاه بود و بیش از یک جلسه نداشت.

در داخل شورا، سوسیال رولوسیرنرها (اس آرها) و منشویک­ها نقشی فرعی داشتند. نقش اصلی را بلشویک­ها ایفا كردند و با وجود اینكه تعداد نمایندگان هر سه حزب در كمیته­ی اجرایی به طور رسمی مساوی بود (هر كدام دو نماینده)، نفوذ و تاثیر بلشویک­ها در همه جا چشمگیر بود. افزون بر شورای مركزی، چندین شورای محلی نیز وجود داشت كه در تمام جنبش فعالانه شركت كردند.

شورا در رأس قیام دسامبر قرار گرفت. تصمیم سازمان دادن ِ اعتصاب عمومی، كه از طرف حزب سوسیال دمكرات پیشنهاد شد، توسط شورا و مجامع عمومی كه در هر كارخانه تشكیل می­شد، تصویب گردید.

مانند شهر پترزبورگ که شورا از اعتبار زیادی در میان توده­ی زحمتكش برخوردار بود. همه­ی طبقه­ی زحمتكش مسكو در انتخاب نمایندگان شركت می­كردند؛ سپس در فضایی از شور انقلابی و شادمانی وصف ناپذیر نمایندگان را به اولین جلسه مشایعت می­كردند. برای درک میزان شور و شوق كارگران و شركت آنها در انتخابات كافی است سخنان یكی از ریخته­گران پیر به نام لوفورتوا (Lefortova) را كه از طرف رفقایش انتخاب شده بود، به خاطر بیاوریم: "من هم­اكنون، برای اولین­ بار، قدرتی را كه وحدت طبقه­ی كارگر می­تواند به نمایش بگذارد، درک می­كنم. من با چشمان خود دیدم كه با عمل مشترک بر علیه دشمن­مان، بورژوازی؛ ما می­توانیم تمام حقوق و آزادی­ها را به دست آوریم. من دیگر پیر شده­ام و حتا خواب این را هم نمی­دیدم كه برای دفاع از حقوق كارگران انتخاب شوم و نشان شكوهمند نماینده­ی شورای نمایندگان كارگران را با خود حمل كنم؛ ولی من فكر می­كنم ما نمی­توانیم از یک مبارزه­ی خونین بر علیه ستمگران پرهیز کنیم، به این دلیل است كه ما منتخبین شما از شما تقاضا می­كنیم اسلحه به دست از شورای نمایندگان كارگری دفاع كنید."

بدون شوراها، سازمان حزب نه می­توانست مبارزه­ی مسلحانه­ی توده­ها را رهبری كند و نه می­توانست فضای یكپارچگی و همبستگی را كه توده­ی عظیم كارگران را به جوش و خروش آورد، ایجاد كند.

5ـ ساختار شوراها

كارخانه، دژ عمومی شوراها بود. معیارهای انتخاب، بنا به شهر و ناحیه، تنوع قابل ملاحظه­ای داشت ولی در همه جا تمام كارگرانی كه در كارخانه كار می­كردند، بدون محدویت رتبه و سلسله مراتب شغلی در انتخاب نمایندگان شركت می­كردند. در پترزبورگ و مسكو برای هر 500 نفر یك نماینده انتخاب می­شد؛ دراُدسا برای هر 100 نفر، در كستروما Kostroma، برای هر 25 نفر، افزون بر این، هیچ معیار مشخص و انعطاف­ناپذیری نیز وجود نداشت. به هرروی شوراها، در همه جا اكثریت عظیم طبقه­ی كارگر و در پترزبورگ، مسكو و اكاترینبورگ تقریباً تمام طبقه­ی كارگر را نمایندگی می­كردند، اعتبار آنها در برخی نقاط به حدی بود كه حتا برخی از خرده كاسب­كاران نیز تظاهر به انتخاب شورا می­كردند.

سازماندهی شوراها چگونه بود؟ در پترزبورگ، رستف Rostov، نُورسیسك Novorosisk و سایر نقاط، كارگران به طور مستقیم به انتخاب شوراهای عمومی اقدام می­کردند. در مسكو، ادسا و برخی دیگر نقاط، همراه با شوراهای عمومی شوراهای محلی نیز انتخاب شدند. در مسكو شوراهای محلی مستقیماً به شورای عمومی یا مركزی، نماینده می­فرستادند. در برخی نقاط دیگر، نخست انتخاب شوراهای محلی شروع می­شد و مجموعه­ی آنها شورای ناحیه را به وجود می­آورد.

به طوركلی هر شورا برای خود یک كمیته یا كمیسیون اجرایی، یا یک هیأت رهبری انتخاب می­كرد. رئیس، دبیر و دیگر مسئولین مهم شورا را مجمع عمومی انتخاب می­كرد. هر شورایی به ایجاد مراجع وابسته­ی مختلفی از قبیل كمیسیون كمک به بیكاران، سازماندهی میتینگ­ها، بخش انتشارات و تبلیغات، مسكن و... اقدام می­کرد. هر جا كه شورا رهبری قیام را در دست می­گرفت، تبدیل به ابزار قدرت می­شد، گروه­های مسلح و میلیس نیز تشكیل می­شدند. افزون بر این انتخاب مسئولان موسساتی كه تحت كنترل شورا در می آمدند (پست و تلگراف، راه­آهن)، توسط شورا انجام می­گرفت. سربازانی كه از جبهه برمی­گشتند در بعضی نقاط نقش مهمی ایفا می­كردند. به طور مثال، شوراها در كراسنویارسك و ریگا، از نیروی نظامی قابل ملاحظه­ای برخوردار بودند.

همه­ی شوراها، چاپخانه و نشریه­های ویژه­ی خود را نداشتند. بعضی از آنها از مطبوعات قانونی یا مطبوعات حزبی استفاده می­كردند. چاپ ایزوستیا از طریق در اختیار گرفتن چاپخانه­ها صورت می­گرفت. همه­ی شوراها دست به انتشار اعلامیه­هایی می­زدند كه نفوذ بسیار زیادی در امر تهییج و برانگیختن کارگران داشت. به طوركلی هیچ قانون خشک و انعطاف ناپذیر سازمانی وجود نداشت. این اشكال بنابرماهیت و وظایف شورا و شرایط، پیكری ملموس و قابل اعتماد به خود می­گرفتند.

6ـ شوراها و احزاب

در اولین شورایی كه در روسیه به وجود آمد؛ یعنی شورای ایوانو-وسنسنك (Ivanovo-Vosnesensk)، از آنجا كه رهبری شورا در واقع در اختیار سازمان سوسیال دمكرات محلی بود، مساله­ی رابطه­ی حزب و شورا به صورت چگونگی این رهبری مطرح بود.

فقط در پترزبورگ بود كه این مساله به صورتی بسیار حاد مطرح شد. همانگونه كه می­دانیم شورای پایتخت در ابتدا كمیته­ی كارگری بود كه وظیفه­اش هدایت اعتصاب بود. ولی رفته رفته، همراه با روند و اوج وقایع انقلابی، شورا تبدیل به کانون مبارزات پرولتاریا گردید؛ به طوری كه شورا، هم رهنمودهای سیاسی صادر می­كرد، هم خواسته­های اقتصادی را مطرح می­كرد و هم نقش سندیكاها را كه در آن زمان وجود نداشتند، انجام می­داد. به یک كلام شورا نیروی انقلابی نوینی بود كه مبارزه­ی سیاسی فعالی را برعلیه حكومت مطلقه هدایت می­كرد. در چنین شرایطی شورا، كم و بیش جای احزاب كارگری را به عنوان پیشگامان مبارزه­ی طبقاتی می گرفت و به همین دلیل مساله­ی نقش شورا و روابطش با احزاب كارگری به ناچار مطرح می­شد.

حتا در روز19 اكتبر این پرسش به طور ملموس مطرح شده بود و در مورد پیشنهاد پایان دادن به اعتصاب نمایندگان بلشویک لزوم هماهنگ ساختن عملیات شورا با حزب كارگری سوسیال دمكرات روسیه را مطرح كردند. روز بیست وهفتم اکتبر بخش وی بورگ Viborg، شورا مساله را بررسی كرد و تصمیم گرفت پیشنهاد برگزیدن برنامه­ی سوسیال دمكرات را مطرح كند، و نمایندگان بلشویک حتا این مساله را مطرح كردند كه اگر شورا برنامه­ی مربوط را قبول نكند از آن بیرون خواهند رفت.

این مساله، پی در پی در شوراهای محلی و كارخانه­های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفت و مباحثات پرشور و حرارتی را برانگیخت. كمیته­ی متحده­ی حزب كارگری سوسیال دمكرات روسیه كه برمبنای حق رای مساوی از بلشویک­ها و منشویک­ها تشكیل شده بود، تصمیم گرفت پیشنهاد كند كه شورا به طور مشخص در مورد این پلاتفرم سیاسی (سوسیال­دموکراسی) اعلام موضع كند. شورا در یک موقعیت بسیار بحرانی قرار گرفته بود. هیچ اشكالی برای اتخاذ قطعنامه­ای در جهت همبستگی با برنامه­ی سوسیال دمكرات وجود نداشت، زیرا اكثریت عظیم نمایندگان یا اعضای حزب بودند یا طرفدار برنامه­ی آن. ولی در شوراها نمایندگان احزاب دیگر همچون حزب سوسیال رولوسیونر ـ یا كارگرانی كه به هیچ حزبی وابسته نبودند - نیز وجود داشتند. ولی بالاتر از همبستگی با برنامه­ی حزب سوسیال دمكرات، با ضرورت و اصلی كه بر مبنای آن شورا به وجود آمده بود در تضاد بود؛ شورا تبلور سامان­یابی تمام توده­ی كارگران در یک تشکل پیكارگر بود.

با در نظر گرفتن این ملاحظات، شورا پس از بحث كوتاهی تصمیم گرفت مساله را از دستور جلسه خارج كند. نمایندگان بلشویک به­رغم این تصمیم شورا و به­رغم آنچه پیش­تر تصمیم گرفته بودند، از شورا خارج نشدند.

در حقیقت آنچه انجام شد سرپوش گذاشتن بر مساله­ای بود كه به طور دائم در جلسه­های عمومی و مطبوعات كارگری مورد مباحثات پر حرارتی قرار می­گرفت. ولی مطرح كردن این مساله (رابطه حزب با شورا) به طور قاطع در شورای نمایندگان كارگری در پترزبورگ می­توانست در آن حساس­ترین لحظه­ها، انشعاب­هایی به وجود آورد، یا در میان پرولتاریای پترزبورگ بی نظمی برانگیزد.

به شیوه­ی برخورد كلی بلشویک­ها اشاره شد. ولی با در نظر گرفتن اهمیت مساله، جا دارد قدری بیشتر روی آن تأمل كنیم. در رابطه با چگونگی ارتباط شورا با جناح بلشویک، بار دیگر نشان داده شد كه در غیبت لنین رهبران بلشویک مرتکب چه اشتباهات بزرگی شدند. در آغاز كار این رهبران، برخوردی كاملاً منفی با شوراها داشتند. آنها می­گفتند برای اعمال رهبری سیاسی می­باید برنامه­ی سیاسی كاملاً مشخص با اهداف سیاسی كاملاً ملموس داشت. بدین دلیل شوراها، به علت ساختار سیاسی­شان نمی­توانند نقش رهبری را ایفا كنند و در هر صورت جای حزب را نمی­توانند بگیرند. افزون بر این، برخی از رهبران بلشویک به این مساله اشاره می­كردند كه وابسته نبودن شورا به احزاب سوسیالیست می­تواند آن را به راه فرصت طلبی بكشاند و تبدیل به ابزاری سازد كه بورژوازی از آن برای محدود ساختن مبارزات كارگران استفاده كند. پی­آمد و جمع­بندی چنین استدلالی، بسیار ساده بود؛ شوراها نه فقط برای پرولتاریا لازم نیستند بلكه خطرناک نیز هستند. با آمدن لنین به شهر پترزبورگ به این برخوردهای بی­معنا و بی­مایه پایان داده شد. لنین اهمیت عظیم شوراها را درک ­کرده بود و در مقاله­ای كه در "نوایاژین" به چاپ رساند، پیشنهاد كرد كه برای افزایش نفوذ حزب در شوراها باید مبارزه شود و بدین ترتیب شكل رابطه­ی حزب و شورا تنظیم شد. و این رابطه پس از انقلاب اكتبر (1917) مبنای قطعنامه­های كنگره­های هفتم و هشتم حزب قرار گرفت. در این قطعنامه آمده است كه شوراها، به طور مطلق سازمان­های لازمی هستند.

بی شك اقدام ارزنده­ی مطرح كردن رهنمود ایجاد كمیته­ی كارگران، متعلق به منشویک­هاست، اما آنها خود پنداشت­های بسیار مبهمی از اهداف این كمیته­ها داشتند. به محض آنكه شوراها تأسیس شد و شروع به مداخله­گری در امور سیاسی کشور كرد، منشویک­ها از نتایج شگفت­انگیزی كه تبلیغات آنها ایجاد كرده بود متحیر شدند و مانند بلشویک­ها پافشاری می­کردند كه این نهاد جدید (شورا) باید برنامه­ی سوسیال دمكرات را برگزیند. مارتینف، یكی از رهبران منشویک، در مقاله­ای كه در ناشالو (Nachalo) به چاپ رسید، پس از بیان اینكه شورای نمایندگان كارگران نخستین تجربه­ی درخشان نمایندگی مستقل پرولتاریاست، چنین ادامه می­دهد: "شورا و حزب دو سازمان پرولتری مستقل هستند كه همزیستی­شان نمی­تواند زیاد طول بکشد." شوراها برای قدرت مبارزه می­كردند. زیرا كه این مساله­ای بود كه تاریخ در دستور روز قرار داده بود. ولی منشویک­ها وظیفه­ی تاریخی شوراها را درک نمی­کردند. به طور كلی آنها شوراها را همچون نوعی پارلمان كارگری كه نقش مشخص و ویژه­ای در نبرد طبقاتی و پیكار توده­ها ندارد، محسوب می­کردند.

اما درباره­ی سوسیالیست ـ رولوسیونرها باید گفت كه این حزب خرده بورژوا در این مورد نیز، مانند تمام موارد مهم دیگر، نظر مشخصی نداشت. از طرف دیگر نفوذ این حزب در شوراها بسیار كم بود. یک سال بعد، در پائیز 1906، سوسیالیست ـ رولوسیونرها با نقطه نظر منشویک­ها اعلام همبستگی كردند.

به آنارشیست­ها به­رغم تقاضایشان، اجازه­ی ورود به شوراها داده نشد. لنین، در مقاله­ای در مورد این مسأله، این قطعنامه را مورد تأیید قرارداد. زیرا به نظر او شورا یک پارلمان كارگری نبود بلكه سازمانی بود برای پیكار جهت رسیدن به اهداف مشخص و در این سازمان نمی­شد نمایندگان گرایشی را پذیرفت كه با اهداف اساسی انقلاب در تضادند. این دیدگاه كه به نظر نگارنده (آندره نین) کاملاً نادرست است، مدتی بعد به دست خود بلشویک­ها تصحیح گردید. در شوراهای 1917، آنارشیست­ها نیز با همان حقوق گرایش­های دیگر جنبش انقلابی كارگری، نماینده داشتند.

در واقع، هنگام برگزاری كنگره­ی هلسینگفور Helsingfors، یعنی وقتی كه شرایط زمانی اجازه­ی داوری وقایع را می­داد، سوسیال دمكرات­ها، چه بلشویک­ها و چه منشویک­ها، دیدگاه خود را دوباره در مورد شوراها به طور ملموس و قطعی بیان كردند.

در طرح­های اولیه­ی قطعنامه­ای كه به كنگره­ی وحدت حزب كارگری سوسیال دمكرات روسیه (آوریل 1906) ارایه شد (این طرح­های اولیه به هرحال مورد بحث كنفرانس قرار نگرفت) منشویک­ها شوراها را چنین تعریف كردند؛ ارگان­هایی كه برای متحد كردن توده­ی كارگران در مبارزات و فعالیت­های آنان تشکیل شده و نمایندگی منافع این طبقه در برابر بقیه­ی مردم است.

بلشویک­ها، بدون اینكه اهمیت شوراها را همچون سازمان­های توده­ای انكار كنند، نشان دادند كه كمیته­های ساده­ی اعتصاب، در روند مبارزه به "نهادهای همگانی مبارزه­ی انقلابی" تبدیل شدند و این نهادها "نطفه­های قدرت انقلابی" را بنیاد نهادند.

1917؛ ساختار جمهوری شوروی**

پایه­های رژیم جدید كه زائیده­ی انقلاب اكتبر است، شوراهای شهری و روستایی­اند.

شوراهای روستایی براساس یک نماینده برای هر صد نفر از ساكنین و یک نماینده برای هر بیست نفر كارگر كارخانه، معدن، مزارع دولتی یا واحدهای نظامی مستقر در محل انتخاب می­شوند. نمایندگان در مجامع عمومی ِ تمام ساكنین منطقه، كه دارای حق رأی هستند، انتخاب می­شوند. محله­ها و منطقه­های مهم روستایی می­توانند در مجامع جداگانه انتخابات خود را برگزار كنند. كارگران كارخانه، شاغلان موسسات و واحدهای نظامی مختلف انتخابات خود را در محل كارخانه، موسسه یا قرارگاه خود برگزار می­كنند. قوانین جمهوری شوروی اوكرائین و جمهوری شوروی روسیه، لزوم سازمان دادن شوراهای ملی را در تمام مناطقی كه اقلیت­های ملی حائزاهمیت­اند در نظر می­گیرد.

وظایف اصلی شوراهای روستایی:

- نظارت بر اجرای تمام قطعنامه­های مراجع قدرت مافوق خود

- كمک به نمایندگان این مراجع در انجام وظایفشان در بخش

- اقدام در جهت بالا بردن سطح زندگی اقتصادی و فرهنگی مردم

- تضمین و حفظ نظام انقلابی و مبارزه بر علیه ضد انقلاب و دزدی و راهزنی

- استفاده­ی بهینه از نیروی توده­ی زحمتكش برای حفظ چاه­ها، پل­ها و... برای پیشگیری از فاجعه­های طبیعی

- كمک به حفظ جنگل­ها، خطوط راه آهن، تلفن و تلگراف در منطقه­ی شوراها

- تضمین بهره برداری كامل و درست از زمین­ها

- به انجام رساندن تقسیم اراضی و سازمان دادن ذخیره­ی غلات

- پشتیبانی از همیاری كشاورزان مزارع دولتی، تشكیل كتابخانه و مراکز فرهنگی

- كمک به ریشه­كن شدن بیسوادی و فعالیت فرهنگی در میان اقلیت­های ملی

همه­ی شوراهای محلی بودجه­ی مستقلی برای خود ندارند؛ ولی با وجود این، همه­ی شوراها از حقوق قضایی برخوردار هستند و حق امضای بستن قرارداد دارند.

شوراها به طور عمومی به منظور درگیری تمام اعضای خود در فعالیت­های مداوم اجتماعی و سیاسی، اقدام به تشكیل كمیسیون­های مستقل و مخصوصی در درون خود می­كنند. این كمیسیون­ها، با اجازه­ی شوراها حق دارند همكاری ساكنینی كه عضو شورا نیستند ولی از حق رأی برخوردارند را جلب كنند. هر شورا یک كمیسیون كنترل دارد كه با همان شیوه­ی خود شورا انتخاب می­شود و فعالیت­های مالی آن را كنترل می­كند و در برابر مجمع عمومی ساكنین پاسخگوست.

شوراهای شهری، توسط تمام ساكنین حاضر در محل و دارای حق رأی، براساس یک نماینده برای صد کارگر، سرباز ارتش سرخ یا عضو میلیس، یک نماینده برای سیصد نفر كاركنان موسسات دولتی و خصوصی، یا سایر رده­هایی انتخاباتی، انتخاب می­شوند. شوراهای شهر به حل مشکلات محلی و بحث درباره­ی مسائل مورد علاقه­ی مردم نیز به عنوان یک وظیفه می­پردازند.

این مراجع، بودجه­ی مستقل خود را دارند و به كمک آن نقش فعالی در نوسازی و تحول اقتصادی توده­ها و زندگی اجتماعی و فرهنگی ایفا می­كنند. این بودجه به مصرف تمام امور محلی می­رسد. ارگان رهبری شورا و پلنوم­های آن دستکم یک بار در ماه فراخوانده می­شد. وظیفه­ی پلنوم، حل تمام مسائل اساسی مربوط به شورا و تصویب بودجه است.

جلسه­های شورا علنی هستند. در تمام جلسه­ها، به جز‌آنها كه به طور مخفی فراخوانده می­شوند، نمایندگان كمیته­ی كارخانه­ها، سندیكاها، واحدهای ارتش و سایر سازمان­ها با حق سخنرانی ولی بدون حق رأی حق شركت دارند. به منظور برقرار كردن پیوند نزدیک­تر با كارگران، شورا تا آنجا که امكان دارد، جلسه­های خود را در محل كارخانه­ها و انجمن­ها برگزار می­كند. شرط تشكیل پلنوم­ها حضور دستکم نیمی از اعضای آن است.

نمایندگان شوراهای شهری به مدت یك سال انتخاب می­شوند؛ یعنی تا انتخابات بعدی. بدون اطلاع قبلی به رهبری شورا، دستگیری اعضای شورا، ممنوع است. در شرایط استثنایی می­توان اقدام به دستگیری كرد در صورتی كه رهبری شورا تا 24 ساعت از آن مطلع گردد.

بخش­هایی كه وظیفه­ی پیوند دادن توده­های زحمتكش را بر عهده دارند در فعالیت­های شورا از اهمیت بسزایی برخوردارند.

این بخش­ها عبارتند از:

- بخش اداری؛

- بخش مالی؛

- بخش مالی؛

- بخش بهداشت؛

- بخش تجارت و شركت­های تعاونی؛

- بخش بازرسی كارگری و دهقانی؛

با موافقت شورا بخش­های مذکور می­توانند فعالیت­های خود را به چند شاخه­ی مستقل تقسیم كنند و یا بخش­های جدیدی به وجود آورند (بخش اداری، قضایی، مسكن، بیمه­های اجتماعی، كشاورزی). این بخش­ها مسایل پایه­ای را كه مراجع قضایی به آنها محول كرده­اند، بررسی می­كنند و در صورت لزوم، به منظور برقرار كردن نزدیک­ترین پیوند با مراجع مختلف دستگاه اجرایی و شركت در جلسه­ها و كمیسیون­ها و كنفرانس­های شورا و مطالعه­ی مؤسسات مختلف و اظهار نظر در مورد مسایلی كه پلنوم­های شورا یا رهبری شورا به بخش محول كرده­، از میان خود كمیسیون­های دایمی برمی­گزینند.

برای كارآیی بیشتر فعالیت­هایی كه در زمینه­ی فرهنگی و اداری، در خدمت توده­های زحمتكش انجام می­گیرد و برای یاری رساندن به شوراهای شهری در حل مسائل اساسی تحول سوسیالیستی كشور، شوراهای محلی به موازات شورای مركزی، انتخاب می­شوند، تحت رهبری آن عمل می­كنند و دربرابر آن مسئول­اند.

مراجع عالی رژیم شوروی، كنگره­ها و كمیته­های اجرایی هستند. شوراهای روستایی هر محل، كنگره­ی محل را به نسبت یک نماینده برای هر ده عضو شورا انتخاب می­كنند. برای كنگره­ی بخش تمام شوراهای روستایی به نسبت یک نماینده برای هر هزار ساكن، و شوراهای شهری، به نسبت یك نماینده برای هر دویست ساكن، نماینده انتخاب می­كنند. كنگره­های ایالتی براساس قواعد نمایندگی زیر انتخاب می­شوند؛ یک نماینده برای هر ده هزار نفر از ساكنین (این نمایندگان در كنگره­های محلی و استان­ها انتخاب می­شوند)، یک نماینده برای هر2000 نفر از شوراهای شهری و كارخانه­ها. شوراهای ناحیه­ای، هر جا كه وجود داشته باشد، توسط نمایندگان شوراهای شهری و كنگره­ی بخش، به نسبت یک نماینده برای هر 25 هزار نفر و یک نماینده برای هر 5 هزار نفر از انتخاب كنندگان شهرنشین انتخاب می­شوند. كنگره­های شوراهای جمهوری فدرال بر اساس قواعد كنگره­های ناحیه­ای و یا ایالتی انتخاب می­شوند. كنگره­ی سرتاسری روسیه كارگران، دهقانان، سربازان سرخ و قزاق­ها براساس موازین زیر انتخاب می­شوند:

- از شوراهای شهری براساس یک نماینده از هر 25 هزار نفر انتخاب كننده

- از كنگره­های ایالتی به نسبت یک نماینده برای 125 هزار نفر از ساكنین

اختلاف بین شوراها و كنگره در این است كه نمایندگان شوراها برای مدت معینی (مثلاً برای یك سال) انتخاب می­شوند، در صورتی كه نمایندگان كنگره­ها برای هر كنگره انتخاب می­شوند و در پایان كنگره مقام خود را از دست می­دهند و از آنها فقط افراد كمیته­ی اجرایی منتخب كنگره باقی می­ماند.

... و سرانجام مرجع عالی رژیم شوروی كنگره­ی شوراهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است كه در روز30 دسامبر 1922 تاسیس شد. وظایف اصلی آن به قرار زیر است:

- انتخاب كمیته­ی اجرایی مركزی و تصویب اعضای شورای ملیت­ها، منتخب جمهوری­ها و نواحی خود مختار شوروی

- حل اختلاف­هایی كه توسط مراجع رهبری و كمیسیون­های رسیدگی به اختلاف­ها هنوز حل نشده­اند

- تعدیل مصوبه­های كمیته­ی اجرایی مركزی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی براساس پیشنهادهای نمایندگان شوراها یا كمیته‌های اجرایی جمهوری­های فدرال

كمیته­ی اجرایی مركزی از شوراهای اتحاد شوروی و شورای ملیت­ها تشكیل شده است. این مراجع از حقوق كاملاً مساوی برخوردارند. شورای كمیسارهای خلق، مرجع اجرایی كمیته­ی مركزی است. اجرای مصوبه­ها و قطعنامه­های این شورا در سراسر اتحاد شوروی لازم هستند.

در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی حق رأی همگانی وجود ندارد. پرولتاریا به هنگام در دست گرفتن قدرت، در اكتبر1917، فریب احترام به دمكراسی صوری را نخورد و دیكتاتوری خود را برنشاند، در نتیجه، پیدایش محدودیت­های چندی در حقوق انتخاباتی امری منطقی است. بنابرقانون اساسی شوروی تمام افراد بیشتر از هیجده سال، چه زن، چه مرد كه دارای شرایط زیر باشند، می­توانند در انتخابات شركت كنند یا انتخاب شوند:

1- همه­ی كسانی كه درآمد خود را از طریق كار مفید یا انجام كارخانگی و فراهم آوردن امكان كار دیگران در خارج از خانه (به طورمثال زنان خانه­دار و یا تمام افرادی كه به نگهداری اطفال كارگران اشتغال دارند و...) به دست می­آورند.

2- سربازان ارتش سرخ.

3- همه­ی افرادی كه شرایط 1 و 2 را دارند ولی قدرت كارشان را از دست داده­اند.

4- خارجی­هایی كه در سرزمین اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی زندگی و كار می­كنند.

كسانیكه نه حق انتخاب كردن دارند و و نه حق انتخاب شدن، حتا اگر شامل رده بندی بالا نیز باشند، عبارتند از:

1- كسانی كه در پی سود از كارمزد وری استفاده می­كنند.

2- كسانی كه درآمد آنها از كارشان سرچشمه نمی­گیرد.

3- تجار و واسطه­های تجاری.

4- راهبین و عمال مسالک و مذاهب.

5- كاركنان و ماموران پلیس سابق و همچنین اعضای خاندان سلطنتی.

6- افرادی كه به اختلال حواس دچارند یا تحت قیمومیت هستند.

7- كسانی كه توسط دادگاه­ها محكوم شده­اند.

دو یادداشت از "سامان نو":

* آندره نین در سال 1932 از برخی نوشتارهای 1905 لنین در باره­ی شوراها بی­خبر بود. چون یکی از مهم­ترین نوشته­های اولیه لنین درباره­ی رابطه­ی حزب و شوراها که در پاسخ به دیدگاه یکی از اعضای برجسته­­ی کمیته­ی مرکزی جناح بلشویک به نام کنونیانتس (رادین) نوشته شد تا سال 1940 انتشار نیافت.

** اشاره شد که آندره نین این نوشتار را در سال 1932 نوشته است. دورانی که سال­ها از تصاحب قدرت سیاسی شوراها به دست بوروکراسی حزبی می­گذشت. اینکه دقیقا از چه زمانی شوراها قدرت سیاسی خود را از دست داده­اند به یکی از مهم­ترین موارد پژوهشی جنبش سوسیالیستی مبدل شده است. بهر روی این بخش از نوشتار آندره نین، یک تصویر کلی از شکل گزینش و کنش شورایی در دوران پس از پیروزی انقلاب اکتبر به دست می­دهد