
نویسنده: آندره نین
* این نوشتار با تغییرات اندکی از نشریهی کندوکاو شماره 7 (بهار 1357) برگرفته شده است.
واژهی روسی "سویتsoviet ، فقط به معنای شورا یا کمیته است. اگرچه انقلاب روسیه آن را برای همیشه در فرهنگ تمام کشورها وارد کرده است، ولی بیشتر مردم جهان معنای این واژه را نمی دانند، در نتیجه، این واژه هیچ چیز مرموزی در اندرون خود نهفته ندارد و برعکس ادعای کسانی که میخواهند انقلاب اکتبر را پدیدهای صرفاً روسی جلوه دهند، مخلوق ویژه "روح اسلاو" نیست. شوراها شکلی از سازماندهی و مبارزهاند که طبقه کارگر روسیه و پرولتاریای تمام کشورها آن را برگزیده است. شاید بخش قابل توجهی از استثمار شوندگان معنای واقعی این واژه را ندانند، اما همهی آنها به خوبی آگاهند که با شعار" تمام قدرت به شورا" بود که پرولتاریای روسیه رژیم سرمایهداری را در سال 1917، سرنگون کرد و ساختن جامعهای نوین و عاری از استثمار را با تکیه بر شوراها آغاز کرد. آنچه در بالا گفته شد اگر انزجار عمیقی که بورژوازی نسبت به شوراها احساس میکند به مفهوم شوراها که به آن اشاره شد، بیافزاییم، کافی است تا به کارگران تمام جهان ثابت کند که آزادی آنها، به نحوی جدایی ناپذیر، به پیروزی این مفهوم وابسته است.
اما چنین فهمی که از غریزهی طبقاتی ناشی میشود، کافی نیست. برای کارگران و دهقانان اسپانیایی مسئلهی شوراها مسئلهای کاملاً عملی است، زیراکه بدون ساختن چنین نهادی پیروزیشان ممکن نخواهد بود. پس لازم است که کارگران، شناختی درست از منشأ، انکشاف و کارکرد شوراها داشته باشند.
شوراها در جریان انقلاب سال 1905 روسیه پدیدار شدند. آفرینش شوراها به دلیل ابتکار یک حزب یا گروه سیاسی نبود، بلکه نتیجهی حرکت خود به خودی تودهها و کشف مدام وقایع انقلابی بود. شوراها از همان نخست، به صورت شخصیت یافته و به طور مشخص در اکتبر1917، یعنی زمانی که جنبش به اوج خود رسید، ناگهان از زمین سبز نشدند؛ شوراها نتیجهی دگرسانیهای نهادهای مشخصی بودند که در طول مبارزه به وجود آمدند؛ فرایند بسیار نوینی به جریان افتاد. به قول نویسندهی روسی نوسکی؛ "به نظرمیرسد که تاریخ از طریق توده کارگر، که سازنده آن بودند، از یک شکل سازماندهی شده به شکل دیگر گذر میکند و با حذف برخی عناصر جدید، سادهتر کردن یا پیچیده کردن سازمان، بدون وقفه آن را تغییر میدهد و تعدیل می کند." در برخی موارد شوراها به صورت امتداد طبیعی کمیتههای اعتصاب که کارگران راه آهن ایجاد کرده بودند ظاهر شدند. در حالت دیگر به صورت انکشاف یافتن این کمیتهها در کارخانهها و کارگاهها. مثلاً شورای اکاترینوسلاو، رستف، نوورسیسک، کراسنوگارسک، کیف، لیباو، رِوال و چند جای دیگر از این نوع بودند. این کمیتهها که نخست نقشی به جز سازماندهی اعتصابکنندگان نداشتند، تحت رهبری رویدادهای انقلابی، کم کم به نهادهای نمایندهی کل طبقهی کارگرتبدیل شدند و با همکاری با نمایندگان احزاب کارگری مختلف، یک ائتلاف رزمنده را پایهریزی کردند. منشأ شوراهای پتروگراد هم مشابه با همین بود. شوراها در ابتدا فقط هیأت نمایندگانی بودند که رفقایشان برای مذاکره با کارفرما و جمعآوری پول و امکانات برای اعتصابکنندگان و غیره انتخابشان کرده بودند.
ظهور این سازمانها نقش عظیمی در پیدایش جنبش 1905، ایفا کرد. بدون آنها جنبش از کنترل پرولتاریا خارج میشد زیرا که پیش از ظهور شوراها سازمانهایی با ماهیت آشکارا بورژوایی در راس جنبش قرار داشتند که آن را منحرف کرده و از زیر هژمونی پرولتاریا خارج میکردند و تابع رهبری بورژوازی لیبرال میساختند. بدون این سازمانها، که پرولتاریا در کشاکش مبارزه و زیر آتش نبرد به وجود آورد، جنبش قدرتمند 1905، نمیتوانست به قیام تبدیل شود.
به هر روی، واقعیت این است كه طبقهی كارگر روسیه، تشکل كاملاً بیسابقه و اثرگذاری به وجود آورد كه به چند دلیل از همهی سازمانهای دیگر متمایز بود؛ یکم به این دلیل كه حاصل ابتكار منحصر به فرد خود طبقهی كارگر بود و دیگری به دلیل فرآیند ویژهی تشكیل آن و اهدافی كه به خاطرشان شوراها به وجود آمدند. شوراها توسط فقط طبقات انقلابی (كارگران، دهقانان، مزدبگیران) به وجود آمدند. مبانی ایجاد آنها، نه بر اساس قانون، بلكه مبتنی بر راه انقلابی و مبارزهی مستقیم تودههای تحت استثمار است. در این فرایند شوراها ساخته میشوند و رفته رفته به ابزار قیام و نطفهی دولت آیندهی پرولتری تبدیل میگردند. شوراها از همان آغاز روند سامانیابی خود نطفهی قدرت طبقاتی هستند؛ یعنی نطفهی دیكتاتوری پرولتاریا. به قول لنین: "آنها طوری عمل میكردند كه توگویی به نقد قدرتی بودند؛ مثلاً چاپخانهها را در دست میگرفتند (در پتروگراد)، ماموران پلیس را كه مانع مبا رزهی مردم انقلابی، برای احقاق حقوقشان میشدند، دستگیر میكردند، با برانگیختن مردم به خودداری از پرداخت پول به دولت، بمثابه یک قدرت عمل میكردند. آنها ذخایر پولی حكومت را غصب میكردند (كمیته كارگران راه آهن در جنوب) و آنها را در جهت نیازهای حكومت جدید، حكومت انقلابی و متكی به تودهها، اختصاص میدادند". لنین همچنین میگوید: "این ارگانهای دولتی نطفههای دیكتاتوری بودند، زیرا هیچ قدرت دیگری، هیچ قانون دیگری، و هیچ قاعدهی دیگری را، از هر سرچشمهای كه بوده باشد، به رسمیت نمیشناختند. یك قدرت غیرمحدود، فرای قانون، كه به معنای واقعی كلمه متکی به زور است، چیزی جز دیكتاتوری نیست. ولی زوری كه این نگرش بر آن متكی بود، نه زور سرنیزه بود، نه نیروی پول و نه نیروی هیچ نهاد موجود. نه هیچ چیز دیگر. این قدرت نه اسلحه در اختیار داشت، نه پول و نه مؤسسات گذشته را. این زور برچه متکی بود؟ بر تودههای خلقی. این وجه مشخصهی اساسی این قدرت جدید، در مقایسه با قدرت سابق، بود. آنها (قدرت سابق) نهادهای قدرت اقلیت بر مردم، بر تودههای كارگر و دهقان بودند و اینها (شوراها) نهادهای قدرت مردم، كارگران و دهقانان، براقلیت، برمشتی مأموران پلیس، اشراف و كارمندان صاحب مزایا".
در آغاز، احزاب كارگری اهمیت عظیم شوراها را درك نكردند. تا دسامبر، یعنی زمانیكه مبارزه شكل قیام مسلحانه بخود گرفت، نقش و اهمیت ژرف شوراها را در تمامیتاش نفهمیدند. حتا برخی ازنمایندگان احزاب كارگری میخواستند از این نهادها، كه به نظرشان نامشخص و بی سرانجام بودند، بیرون بیایند. خود لنین تا مارس سال 1906، از شوراها به مثابه نهادهای قدرت جدید انقلابی حرفی نمیزند.* ولی در هر صورت بلشویکها اولین كسانی بودند كه اهمیت شوراها، به مثابه نهادهای قیام و به مثابه مناسبترین چارچوب برای تحقق بخشیدن جبهه واحد تمام عناصر انقلابی پرولتاریا را درك كردند و بدین ترتیب، همانطور كه سیر وقایع به چرخشگاههای حساس خود نزدیك میشد، این بلشویکها بودند كه نقش اصلی را در شوراها ایفا كردند.
شک نیست كه پرولتاریای روسیه با ایجاد شوراها، شكل جدیدی از سازمان كارگری را به پرولتاریای بینالمللی ارایه داشت. شوراها درواقع نهادهایی سراپا انقلابی هستند كه هدفشان دگرگون ساختن فوری و اساسی تمامی ساختار روابط اجتماعی است و وجودشان در دوران پیدایش آرام و غیرقابل تصور است. اعتبار و ارزش شوراها، یعنی شكل جدید سازماندهی درمیان همهی كارگران روسیه بسیار بود. كارگران میگفتند: "هرچه شوراها بگویند انجام خواهیم داد". در واقع کارگران، شوراهای کارگری را حكومت خودشان به حساب میآوردند و فرمانها و تصمیمهای آن را بدون لحظهای تردید اجرا میكردند. سازمانی كه اینچنین از اعمتاد بیپایان تودهها برخوردار باشد و بدینسان از نزدیک با آنها پیوند داشته باشد هرگز به وجود نیامده است. كارگران، نمایندگان خود را برای شوراها انتخاب میكردند. هر نماینده در مقابل كسانی كه او را انتخاب كرده بودند پاسخگوی عملكرد خود بود و گاهی اتفاق میافتاد كه نمایندهای كه وظیفهی خود را به نحو رضایتبخش انجام نداده بود خلع و تعویض میشد. با مطالعهی ساختار شوراها، میبینیم که تقریباً تمامی آنها یک كمیتهی اجرایی برای امور جاری داشتند؛ ولی همهی مسایل مهم در پلنومها مورد بحث مفصل قرار میگرفتند. شوراها سازمانهایی بودند متكی بر توده، با عملكردی گسترده در بستری از روابط دمكراتیک.
وظایف و نقش شوراها، همراه با شرایط زمانی و مكانی تغییر میكند. دیدیم كه آنها، در آغاز به وجود آمدنشان، چیزی جز كمیتههای اعتصاب نیستند؛ و رفته رفته تبدیل به نهادهای نمایندهی كل طبقه میشوند؛ سپس به نهادهای قیام و نطفهی قدرت؛ و سرانجام، همراه با پیروزی انقلاب پرولتری، شوراها دقیقاً شكلی هستند كه دیكتاتوری پرولتاریا به خود میگیرد. بنابراین شكل شورایی دیكتاتوری پرولتاریا، شكل سازمانیابی پرولتاریا بمثابه قدرت دولتی است؛ دولتی كه امكان حاكمیت سیاسی كامل را فراهم میسازد و تبدیل به ابزار نیرومند دگرگونسازی اجتماعی و سیاسی میشود.
شوراها در آستانهی كسب قدرت
1ـ نخستین شوراها
اولین شوراها در ایونووـ وسنسنسك Ivanovo-Vosnesensk، مهمترین مركز صنعت پارچهبافی روسیه ظاهر شد. جنبش كارگری این شهر یكی از قدیمیترین جنبشهای كارگری كشور بود. نفوذ عقاید سوسیالیستی در آنجا بسیار عمیق بود ولی جنبش سوسیالیستی در آنجا یك ویژگی متمایزكننده داشت؛ برخلاف معمول نقش رهبری در آنجا در دست آغالشگران خارج از طبقه یا روشنفكران نبود. بلكه در دست خود عناصر طبقهی كارگر محلی بود. با این وصف تودهی كارگران در آنجا نیز، مانند سایر كارگران این شاخهی صنعت، كه در تمام كشورها بدترین شرایط كار را داراست، بیفرهنگ بودند.
جنبش انقلابی 1905 تأثیر فوری بر تودهی كارگران تحت استثمار داشت. این تأثیر به ویژه در حوالی مراكز كارگری مهمی چون مسكو و ارژوو زوگو Orejovo Zugevo، كه خیزش انقلابی به حداكثر خود رسیده بود، چشمگیر بود.
دوازدهم ماه مه در ایوانوو ـ وسنسنسك اعتصاب كارگران پارچهبافی آغاز شد. این اعتصاب تبدیل به یك اعتصاب عمومی گشت و نقش مهمی در تاریخ جنبش كارگری روسیه ایفا كرد. روز سیزدهم ماه مه در جلسهی اعتصابگران، در كنارهی رودخانهی تالكی (Talki)، كه سی هزار كارگر در آن شركت داشتند، یك هیأت شورایی، مركب از 110 نماینده انتخاب شد كه مذاكرات با كارفرمایان و مقامات دولتی را از طرف همهی كارگران به انجام رسانند و رهبری اعتصاب را در دست بگیرند. این كمیته، چه از نظر شكل و چه از نظر ماهیت یك كمیتهی اعتصاب معمولی نبود. از همان لحظهی اول رابطهی نزدیكی بین شورا و حزب سوسیال دمكرات كه كمیتهی محلی آن الهام بخش تمام قطعنامههای این ارگان جدید بود، برقرار شد.
شورا به زودی تحت تأثیر وقایعی كه در كشور پدیدار میگشت، اهمیت بسیار و ماهیت انقلابی مشخصی كسب كرد. قدرت و اعتبار آن خارج از حد و اندازه بود. در واقع در این دوران، قدرت دوگانهای در ایوانوـ وسنسنسك وجود داشت. هیچ چیز را نمیشد بدون اجازهی شورا در چاپخانه به چاپ رساند. مثلاً شورا از صدور اجازهی چاپ سندی كه در آن نمایندگان مقامات دولتی این نهاد جدید آفریدهی كارگران را مورد خطاب قرارداده بودند خودداری كرد. از طرف دیگر، شورا در حالی كه چاپ تمام مدارک طبقه متخاصم را تحت كنترل خود گرفته بود، خود آنچه را كه میخواست آزادانه چاپ میكرد.
مثلاً تبلیغات سوسیال دمكراتها بدون هیچ كنترلی انجام میشد. شورا آزادانه از اماكن عمومی و محلی استفاده میكرد، بدون اینكه برای برگزاری جلسهها و میتینگهای خود از كسی اجازه بخواهد. این حق با توسل به زور به دست آمده بود و هیچ چیز و هیچ كس نمیتوانست طبقهی كارگر را از استفاده از آن باز دارد. حتا كشتاری كه در سوم ژوئیه، مقامات تزاری سازمان دادند نتوانست این كار را بكند.
هیچ گونه مذاكرات جداگانهای مجاز نبود. هیچكس نمیتوانست بدون موافقت شورا كاری شروع كند. شورا خدمات مربوط به محافظت كارخانهها و اموال عمومی شهر را سازمان میداد و در تمام مدتی كه حاكم بر جریان بود حتا یک عمل خرابكاری یا چپاول هم ثبت نشده است. دقیقاً در زمان انحلال شورا بود كه حمله به فروشگاهها و موسسهها آغاز شد.
شورا یک سلسله تصمیمهایی كه ماهیتشان صرفاً سیاسی بود، اتخاذ كرد و از طریق پیامی كه علاوه بر تمام نمایندگان شورا، هزاران اعتصابگر دیگر نیز آن را امضا كرده بودند به وزیر (تزار) تسلیم شد. در این پیام آزادی بیان، آزادی تجمعها و گردهماییها و حق فراخواندن مجلس موسسان تقاضا شده بود. شورا همچنین تقاضای اكید تشكیل دادگاهی برای محاكمهی مسئولین استفاده از قوای دولتی بر علیه اعتصابکنندگان در سوم ژوئیه را مطرح كرد. كمیسیونهایی به منظور جمعآوری پول برای بیكاران، و تشکیل گردانهایی (گارد کارگری) جهت محافظت كارخانهها و مراکز تولیدی ترتیب داد. بلافاصله پس از تأسیس شورا یک هیأت رهبری مركب از پنج نفر تشكیل گردید كه بی شک ساختاری مشابه به كمیتهی اجرایی شوراهایی بود كه مدتی بعد درنقاط مختلف كشور تشكیل شدند.
پلنومهای شورا هر روز صبح ساعت نه جلسه داشت. پس از پایان هر جلسه، جلسههای عمومی كارگران شروع میشد كه مسائل مربوط به اعتصاب را بررسی میكرد. چگونگی ادامهی اعتصاب، مذاكره با كارفرمایان و مقامات دولتی و...، همهی اینها مورد بحث و بررسی قرار میگرفت. پس از بحث پیشنهادهای شورا به مجامع عمومی ارایه میشد. سپس مبارزان حزبی به روشنگری دربارهی اوضاع طبقهی كارگر میپرداختند وجلسه تا خسته شدن حاضرین ادامه پیدا میكرد. سپس حاضرین به خواندن سرودهای انقلابی پرداخته و مجمع به پایان میرسید. این جریان هر روز تكرار میشد.
پس از كشتار سوم ژوئیه، مجامع شورا برای دو هفته تشكیل نشد و وقتی دوباره كار خود را آغاز كرد، چهل هزار كارگر در اولین جلسهی آن شركت كردند. پس از جلسههای مجمع، تظاهرات آرام و متینگ هایی در مركز شهر برگزار میگردید. روز 25 ژوئیه، از آنجا كه گرسنگی بر زندگی كارگران چنگ انداخته بود و كارفرمایان نیز عقب نشینیهای قابل توجهی كرده بودند، شورا تصمیم گرفت پایان اعتصاب را اعلام دارد.
روزی كه پایان اعتصاب اعلام شد شورای وسنسنسك خود به خود منحل شد، ولی اعضای آن به ایفای نقش نمایندگی كارگران ادامه دادند. در تمام كارخانهها كارگران، عناصر شوراها را"نماینده"ی خود میشناختند و در تمام برخوردهای كارگران با دستگاه اداری آنها بمثابه نمایندگان تودهی كارگران عمل میكردند و كارفرمایان نیز مجبور بودند این واقعیت را بپذیرند.
2ـ شورای پترزبورگ
پترزبورگ تنها پایتخت رسمی كشور نبود، بلكه مركز جنبش انقلابی نیز به شمار میرفت؛ در آنجا بود كه كارگران فعالتر و روحیهی مبارزه جوییشان نسبت به دیگر مناطق آتشینتر بود. آنجا سرچشمهی همهی ابتكارها و افكار انقلابی بود. این امر حتا در روزهای دسامبر، كه پایتخت در شرایطی كه مبارزهی خونینی در مسكو جریان داشت آرام و منفعل مانده بود، صحت داشت. پترزبورگ با هزاران حلقه به بقیهی كشور متصل بود و این امر آن را قادر میساخت كه تجربهی سایر مراكز كارگری و نتایج حاصل از آنها را جذب كرده، آنها را در آزمایشگاه انقلابی پردازش كند و سرانجام در اكتبر1905 كاملترین شكل سازماندهی را یعنی شورای نمایندگان كارگران را كه تأثیر عظیمی برجنبش انقلابی در تمام كشور گذاشت، به وجود آورد.
این شورا در دشوارترین لحظهی مبارزهی انقلابی به وجود آمد. فكر ایجاد آن در دوازدهم اكتبر در یكی از مجامع كه در مؤسسهی تكنولوژی جریان داشت، مطرح شد. اما در واقع كارگران از همان آغاز انقلاب از طریق اشكال مختلف نمایندگی در كارخانهها و كارگاهها شروع به ایجاد آن كرده بودند.
در سیزدهم اكتبر اولین پلنوم شورا تشكیل جلسه داد. یكی از اصلیترین تصمیمهایی كه در این جلسه اتخاذ شد این بود كه بیانیهای خطاب به همهی زنان و مردان كارگر منتشر شود. در این بیانیه چنین آمده بود: "نباید گذاشت كه اعتصابها به صورت پراكنده ظاهر شوند و خاموش گردند. بدین دلیل تصمیم گرفتهایم رهبری جنبش را به یک كمیتهی كارگری مشترک متمركز کنیم. به هر كارخانه، هر كارگاه و هر صنف پیشنهاد میكنیم كه نمایندگان خود را، به میزان یک نماینده از هر پانصد نفر انتخاب كنند. نمایندگان هر كارخانه یا كارگاه كمیتهی كارخانه یا كارگاه را تشكیل خواهند داد. مجمع نمایندگان تمام كارخانهها و كارگاهها، كمیتهی عمومی كارگران پترزبورگ را تشكیل خواهد داد". در ابتداهنگامی که نمایندگان کارگران انتخاب میشدند به عنوان "کمیتهی عمومی اعتصاب" فعالیت میکردند. این تشکل گاهی "شورای عمومی كارگران" و گاهی فقط "شورای كارگران" نامیده میشد. ولی عبارت "شورای نمایندگان كارگری" كه در اولین شمارهی ایزوستیا، ارگان رسمی شوراها، ظاهر شده بود، همگانی شد.
هیچیک از شركت كنندگان در جنبش به اهمیت عظیم نقشی كه این تشکل به خاطر انجامدادنش به وجود آمد آگاهی نداشتند، ولی آگاهترین مبارزان به خوبی درک میكردند كه این یک كمیتهی اعتصاب ساده نیست، و وظیفهی آن اعتصابهای سیاسی است كه نه تنها برای به دست آوردن 8 ساعت کار در روز، بلكه برای فراخواندن مجلس موسسان و به دست آوردن آزادیهای سیاسی میبایست سازمان داده شود.
در اواسط ماه نوامبر تعداد نمایندگان شورا 526 نفر بود كه از 147 كارخانه، 34 كارگاه و 16 سندیكا انتخاب شده بودند. از این میان 508 نفر نمایندهی دستکم 250 هزار كارگر بودند، یعنی اكثریت عظیم كارگران پایتخت. در پیشاپیش آنها كارگران فلزكار كه پیشگامان جنبش انقلابی بودند، قرار داشتند. تعداد نمایندگان آنها به 351 نفر میرسید؛ پس از آنها كارگران نساجی، با 57 نفر نماینده قرار داشتند؛ سپس كارگران چاپخانه با 32 نماینده؛ کارگران صنایع چوب با 23 نماینده و... ولی در شوراها گذشته از این كه برخی از نمایندگان منتخب كارگران خود از اعضای حزب سوسیال دمكرات روسیه (بلشویکها و منشویکها) و حزب سوسیال رولوسیونر بودند، احزاب انقلابی و همچنین كارمندان و كاركنان ادارهی پست و تلگراف نیز نماینده داشتند. از 50 عضو كمیتهی اجرایی 28 نفر نمایندهی كارخانهها و كارگاهها، 13 نفر نمایندهی سندیكاها و 9 نفر نمایندهی احزاب سوسیالیست بودند. شورای پتروگراد ـ بنا به تعریف لنین ـ وحدت موثر سوسیال دمكراسی انقلابی، كارگران انقلابی و دمكراسی انقلابی را متحقق ساخت، از این منظر حالتی دوگانه، هم قدرت و هم ضعف در درون شوراها نهفته بود؛ قدرت، به این معنا كه تمام پرولتاریا را سازمان میداد و ضعف، به این معنا كه ابتكار و انرژی این تودهی پرولتاریا تا حدی به خاطر تردید و تزلزل خرده بورژوازی رادیكال، خنثا میشد.
پترزبورگ در سال 1905، مركز تمام وقایع بود و در خود پایتخت شورا مركز تمام جنبش به حساب میآمد؛ و دلیل آن پیش از هر چیز به قول تروتسكی این بود كه "این سازمان پرولتری و فقط متشکل از طبقهی كارگر، به طور مشخص سازمان خود انقلاب بود". باز به قول تروتسكی كه خود در صدر این شورا بود؛ "شورای نمایندگان كارگران بمثابه پاسخی به یک نیاز عینی كه جریان روند وقایع ایجاد كرده بود به وجود آمد؛ نیاز عینی به تشکلی كه قدرت و اعتبار داشته باشد، تودههای پراكندهی پایتخت را سازمان دهد، گرایشهای مختلف انقلابی درمیان پرولتاریا را متحد كند، قادر به ابتكار عمل باشد، خود به خود به بازبینی و كنترل اعمال خود بپردازد، و بالاتر از همه بتواند به سرعت سامان یابد."
هیچ یک از احزاب انقلابی موجود، هیچ یک از سندیكاها كه تعدادشان به هرروی بسیار محدود بود، نمیتوانست این نقش را ایفا كند. بلشویکها و منشویکها، بهرغم نفوذ عظیمی كه در میان تودهی كارگر داشتند، تا آخر تابستان بیش از 2 تا 3 هزار عضو و تا پایان سال 1905 بیش از 5 الی 6 هزار عضو نداشتند. به كمک شوراها سوسیال دمكراسی، تمام تودهها را به حركت درآورد. شوراها مراكزی بودند كه به سازماندهی و مبارزهی پرولتاریا و حتا اقشاری از خرده بورژوازی، تحت رهبری سوسیال دمكراسی، نیرو میبخشیدند.
زمانی كه در پترزبورگ شورا به وجود آمد یک "دوما" (انجمن یا پارلمان) شهر وجود داشت، كه فقط مرجعی برای ادارهی امور شهری بود و قدرت آنهم به شیوهای از طرف حكومت تزاری محدود میشد. همهی این مرجع منتخب طبقهی حاكم بود. یكی از اولین اقدامات شورا ارایهی یک سلسله از خواستها به "دوما"ی اصلی بود. این خواستها عبارت بودند از:
1ـ اقدامات فوری جهت تدارک نیازهای تودهی كارگران پایتخت به عمل آید.
2ـ اماكن عمومی در اختیار مجامع كارگری گذاشته شود.
3ـ واگذاری سالنها و ساختمانها به پلیس و ژاندارمری و پرداخت هزینه به آنها ممنوع شود.
4ـ پولهای ذخیرهی خزانهی انجمن شهر در اختیار شورا گذاشته شود تا به مصرف تسلیح پرولتاریای پترزبورگ در راه آزادی مردم برسد.
این خواستها توسط یک هیأت نمایندگی از طرف شورا به "دوما" ارایه شد. بدیهی است كه اعضای "دوما" هیچ گونه توجهی به خواستهای پرولتاریا نكردند، و وعده دادند كه مسأله را در یک جلسهی فوقالعادهای بررسی كنند، ولی این وعده هرگز عملی نشد.
الهام بخش برنامهی سیاسی شورا، سوسیال دمكراسی بود. شعارهای اصلی آن سرنگونی حكومت مطلقه، ایجاد مجلس مؤسسان، جمهوری دمكراتیک و هشت ساعت كار در روز بود.
شورا سه اعتصاب را رهبری كرد. اعتصابهای عمومی اكتبر و نوامبر و اعتصاب پستخانه؛ حدود نیم میلیون اعلامیه صادر كرد؛ هشت ساعت كار در روز را به شیوهی انقلابی در كارخانهها به اجرا گذاشت؛ آزادی مطبوعات و مجامع را اعلام داشت وبا در دست گرفتن چاپخانهها و اماكن عمومی آنها را ملموس ساخت؛ كمك به بیكاران را سازمان داد؛ رهبری جنبشی را كه بیانیهی 17 اكتبر را برتزاریسم تحمیل كرد (بیانیهای كه فراخواندن "دوما" و یک سلسله آزادیهای سیاسی دیگر را وعده میداد) در دست گرفت و با اعتصاب عمومی نوامبر تزاریسم را مجبور به قطع جنگ در لهستان كرد.
در فرایند خیزش انقلاب، شورا واقعاً بمثابه یک قدرت عمل كرد و از یک پیروزی به پیروزی دیگر پیش رفت. شورا شعار"خود را مسلح كنید !" را صادر كرد، شعاری كه واکنشی آتشین در میان پرولتاریا برانگیخت. در كارخانهها گروههای مسلح سازمان داده شدند. شوراها به حساب خود اسلحه خریداری كردند و "میلیس"های كارگری سازمان دادند. این "میلیس"ها در اطراف چاپخانهای كه ایزوستیا در آن به چاپ میرسید كشیک میدادند، برعلیه گروههای ارتجاعی مبارزه میكردند و از مجامع حفاظت می كردند.
اعتبار و نفوذ شورا، بسیار زیاد بود. همهی مردم، همهی تودههای تحت استثمار، تمام قربانیان دستگاه سركوب دولتی با اشتیاق به خواست كمک به شورا پاسخ مثبت میدادند. در آخرین دوران فعالیت شورا، رفت و آمد نمایندگان دهقانان افزایش یافته بود و روابط با سربازان نیز روبه تحكیم میرفت. دادگاهها به شاهدهایی كه نمایندهی شوراها بودند اجازهی خروج میدادند تا بتوانند وظایف خود را انجام دهند. اگر پلیس یكی از آنها را به بهانهی نوعی اخلالگری دستگیر میكرد، به محض نشان دادن كارت شناسایی، آنها را آزاد میكردند. مقامهای نظامی كه از مركز برق حفاظت میكردند بنا به دستور شورا برق را برای چاپ ایزوستیا به جریان میانداختند و به طور رسمی به شورا گزارش میدادند كه دستور انجام شده است. همهی كارگران راه آهن و پست و تلگراف در اختیار شورا بودند، در صورتی كه شخص نخستوزیر نمیتوانست هر وقت كه میخواست از آنها استفاده كند.
از جمله مشتركین ارگان شورا، ویت witte نخست وزیر و بی ربلف Birilov وزیر نیروی دریائی بودند. زمانی كه قتل عامهای سازمان داده شده توسط گروههای موسوم به "صد سیاه" (گروههای ارتجاعی ضد یهود ـ مترجم) در سراسر كشور آغاز شد، شورا به كلیهی كارگران دستور داد تا خود را مسلح كنند. ولی شورا امكانات به دست آوردن اسلحه را نداشت، در نتیجه خود شروع به ساختن اسلحههای كمری در كارخانهها و كارگاهها كرد. شورا واقعاً تبدیل به موزهای بینهایت متنوع شده بود. ولی مدتی بعد شورا دست به خرید اسلحه زد. "میلیس" كارگری مركب از شش هزار كارگر بود و این نهاد معمولاً به طور علنی فعالیت میكرد، تا آنجا كه شماره تلفن قرارگاههای "میلیس" در روزنامهها به چاپ رسید، به طوری كه در مواقع اضطراری مردم میتوانستند با آن تماس بگیرند.
روز26 نوامبر، كروستالف Krustalev؛ نخستین رئیس شورا دستگیر شد. پاسخ شورا به این عمل اعلامیهی زیر بود: "صدر شورای نمایندگان كارگران از طرف حكومت زندانی شده است. شورا رهبر دیگری انتخاب میكند و به تدارک قیام ادامه میدهد." تروتسكی انتخاب شد. ولی زندگانی شورا كوتاه بود.
روز دوم دسامبر، شورا بیانیهای خطاب به مردم صادر كرد. در این بیانیه از مردم دعوت شده بود، پول خود را از حسابهای پسانداز بانک دولتی بردارند و تقاضا كنند دارایی آنها به صورت طلا پرداخت شود. این فراخوان واکنش بسزایی در میان مردم داشت و بدین ترتیب ضربهی مهلكی به حكومت وارد آورد.
شورا تبدیل به نیروی عظیمی شده بود. تحت تاثیر شورا، نهادهای مشابهی در شهرهای دیگر به وجود آمد. لحظهای كه میباید در اتحاد با دهقانان دست به مبارزهی نهایی زد نزدیک میشد. ولی دمكراسی انقلابی كه شورا نمایندهاش بود و گروههای اپوزیسیون بورژوا ـ لیبرال به پیروزی اكتبر (1905) قانع شدند و پشت سر مردم با تزار سازش كردند. این امر در حكومت مطلقه اعتماد به نفس و نیرو دمید، تا جایی كه سرانجام شورا را منحل كرد. روز سوم دسامبر نیروهای دولتی، محلی را كه در آن كمیتهی اجرایی گردآمده بود محاصره كردند و توقیف اعضای آن را آغاز كردند. اعضای آن محاكمه و محكوم به تبعید در سیبری شدند. مدتی بعد تلاشهایی برای ایجاد شوراهای مخفی انجام گرفت ولی این تلاشها موفقیتآمیز نبود، درست است كه كمیتهی اجرایی دیگری پس از این به فعالیت ادامه داد ولی از نظر محتوایی یک مرجع كاملاً اسمی بود كه تمام قدرت و اعتبار خود را از دست داده بود. این كمیتهی اجرایی نیز به نوبهی خود در بهار سال 1906 دستگیر شد.
شورای پترزبورگ برعكس شورای مسكو، ابزار قیام مسلحانه نبود. دلیل آن نیز، تا حد زیادی؛ نفوذ منشویکها در آن بود.
3ـ شورای مسكو
شورای مسكو، مانند برخی از شوراهای ایالات دیگر دیرتر ایجاد شد. فعالیت آن به طور رسمی از 22 نوامبر آغاز شد. در سپتامبر، از آن زمانی كه اعتصاب كارگران چاپخانه، پشتیبانی جنبش نیرومندی در میان كارگران مسكو را برانگیخت و تظاهرات، همایشها و حتا برخورد با ارتش در پشتیبانی از آن سازمان داده شد، فكر ایجاد شورا تبلور یافته بود. كارگران چاپخانه، كمیتهای ایجاد كردند كه در واقع نطفهی شورای آینده بود. در واقع یک كمیتهی اعتصاب تبدیل به نهادی انقلابی شد كه آزادی مجامع و آزادی بیان را جامهی عمل پوشاند، گردهماییهایی در اماكن عمومی ترتیب داد، سپس خود را قانونی كرد و یک سلسله خواستههای سیاسی نیز مطرح ساخت. ابتدا هر كارگاه یک نماینده به ازای هر بیست نفر كارگر انتخاب میكرد. كمیتهی كارگران چاپخانه، در جریان وقایع، تبدیل به شورای مسكو شد. شورای مسكو در آخرین روزهای موجودیت خویش بیش از 200 نفر بود كه صدهزار كارگر را نمایندگی میكرد، یعنی اكثریت عظیم كارگران مسكو را.
لزوم ایجاد شورا در نیازهای یک كمیتهی اعتصاب نهفته بود كه جنبش سیاسی برعلیه حكومت مطلقه را رهبری میكرد و از عناصر بورژوایی با درصد محدودی از نمایندگان كارگران مركب بود. در مناطق دیگری مانند سماراSamara و كیفKiev نیز به همین منوال بود. چندین پیشنهاد وحدت (با عناصر بورژوایی) پیشنهاد شد و حتا بخشی از كارگران كه همكاری تمام نیروها را برای مبارزه برعلیه دشمن مشترک اجتناب ناپذیر میدانستند در مطرح كردن این پیشنهادها سهیم بودند. اما شورا، بدون اینكه از همكاری مشخص مبارزه برعلیه حكومت مطلقه امتناع كند، قاطعانه برعلیه هر نوع اغتشاش و مخدوش كردن مواضع و سیاستها اعلام موضع كرد. شورای نمایندگان كارگران گام بزرگی به پیش در پیدایش جنبش بود و تبدیل به ابزار قیام گردید. شورای مسكو در مورد تسلیح كارگران و تبلیغ و سازماندهی در میان سربازان نیز تشكیل شد، اگر چه عمر آن بسیار كوتاه بود و بیش از یک جلسه نداشت.
در داخل شورا، سوسیال رولوسیرنرها (اس آرها) و منشویکها نقشی فرعی داشتند. نقش اصلی را بلشویکها ایفا كردند و با وجود اینكه تعداد نمایندگان هر سه حزب در كمیتهی اجرایی به طور رسمی مساوی بود (هر كدام دو نماینده)، نفوذ و تاثیر بلشویکها در همه جا چشمگیر بود. افزون بر شورای مركزی، چندین شورای محلی نیز وجود داشت كه در تمام جنبش فعالانه شركت كردند.
شورا در رأس قیام دسامبر قرار گرفت. تصمیم سازمان دادن ِ اعتصاب عمومی، كه از طرف حزب سوسیال دمكرات پیشنهاد شد، توسط شورا و مجامع عمومی كه در هر كارخانه تشكیل میشد، تصویب گردید.
مانند شهر پترزبورگ که شورا از اعتبار زیادی در میان تودهی زحمتكش برخوردار بود. همهی طبقهی زحمتكش مسكو در انتخاب نمایندگان شركت میكردند؛ سپس در فضایی از شور انقلابی و شادمانی وصف ناپذیر نمایندگان را به اولین جلسه مشایعت میكردند. برای درک میزان شور و شوق كارگران و شركت آنها در انتخابات كافی است سخنان یكی از ریختهگران پیر به نام لوفورتوا (Lefortova) را كه از طرف رفقایش انتخاب شده بود، به خاطر بیاوریم: "من هماكنون، برای اولین بار، قدرتی را كه وحدت طبقهی كارگر میتواند به نمایش بگذارد، درک میكنم. من با چشمان خود دیدم كه با عمل مشترک بر علیه دشمنمان، بورژوازی؛ ما میتوانیم تمام حقوق و آزادیها را به دست آوریم. من دیگر پیر شدهام و حتا خواب این را هم نمیدیدم كه برای دفاع از حقوق كارگران انتخاب شوم و نشان شكوهمند نمایندهی شورای نمایندگان كارگران را با خود حمل كنم؛ ولی من فكر میكنم ما نمیتوانیم از یک مبارزهی خونین بر علیه ستمگران پرهیز کنیم، به این دلیل است كه ما منتخبین شما از شما تقاضا میكنیم اسلحه به دست از شورای نمایندگان كارگری دفاع كنید."
بدون شوراها، سازمان حزب نه میتوانست مبارزهی مسلحانهی تودهها را رهبری كند و نه میتوانست فضای یكپارچگی و همبستگی را كه تودهی عظیم كارگران را به جوش و خروش آورد، ایجاد كند.
5ـ ساختار شوراها
كارخانه، دژ عمومی شوراها بود. معیارهای انتخاب، بنا به شهر و ناحیه، تنوع قابل ملاحظهای داشت ولی در همه جا تمام كارگرانی كه در كارخانه كار میكردند، بدون محدویت رتبه و سلسله مراتب شغلی در انتخاب نمایندگان شركت میكردند. در پترزبورگ و مسكو برای هر 500 نفر یك نماینده انتخاب میشد؛ دراُدسا برای هر 100 نفر، در كستروما Kostroma، برای هر 25 نفر، افزون بر این، هیچ معیار مشخص و انعطافناپذیری نیز وجود نداشت. به هرروی شوراها، در همه جا اكثریت عظیم طبقهی كارگر و در پترزبورگ، مسكو و اكاترینبورگ تقریباً تمام طبقهی كارگر را نمایندگی میكردند، اعتبار آنها در برخی نقاط به حدی بود كه حتا برخی از خرده كاسبكاران نیز تظاهر به انتخاب شورا میكردند.
سازماندهی شوراها چگونه بود؟ در پترزبورگ، رستف Rostov، نُورسیسك Novorosisk و سایر نقاط، كارگران به طور مستقیم به انتخاب شوراهای عمومی اقدام میکردند. در مسكو، ادسا و برخی دیگر نقاط، همراه با شوراهای عمومی شوراهای محلی نیز انتخاب شدند. در مسكو شوراهای محلی مستقیماً به شورای عمومی یا مركزی، نماینده میفرستادند. در برخی نقاط دیگر، نخست انتخاب شوراهای محلی شروع میشد و مجموعهی آنها شورای ناحیه را به وجود میآورد.
به طوركلی هر شورا برای خود یک كمیته یا كمیسیون اجرایی، یا یک هیأت رهبری انتخاب میكرد. رئیس، دبیر و دیگر مسئولین مهم شورا را مجمع عمومی انتخاب میكرد. هر شورایی به ایجاد مراجع وابستهی مختلفی از قبیل كمیسیون كمک به بیكاران، سازماندهی میتینگها، بخش انتشارات و تبلیغات، مسكن و... اقدام میکرد. هر جا كه شورا رهبری قیام را در دست میگرفت، تبدیل به ابزار قدرت میشد، گروههای مسلح و میلیس نیز تشكیل میشدند. افزون بر این انتخاب مسئولان موسساتی كه تحت كنترل شورا در می آمدند (پست و تلگراف، راهآهن)، توسط شورا انجام میگرفت. سربازانی كه از جبهه برمیگشتند در بعضی نقاط نقش مهمی ایفا میكردند. به طور مثال، شوراها در كراسنویارسك و ریگا، از نیروی نظامی قابل ملاحظهای برخوردار بودند.
همهی شوراها، چاپخانه و نشریههای ویژهی خود را نداشتند. بعضی از آنها از مطبوعات قانونی یا مطبوعات حزبی استفاده میكردند. چاپ ایزوستیا از طریق در اختیار گرفتن چاپخانهها صورت میگرفت. همهی شوراها دست به انتشار اعلامیههایی میزدند كه نفوذ بسیار زیادی در امر تهییج و برانگیختن کارگران داشت. به طوركلی هیچ قانون خشک و انعطاف ناپذیر سازمانی وجود نداشت. این اشكال بنابرماهیت و وظایف شورا و شرایط، پیكری ملموس و قابل اعتماد به خود میگرفتند.
6ـ شوراها و احزاب
در اولین شورایی كه در روسیه به وجود آمد؛ یعنی شورای ایوانو-وسنسنك (Ivanovo-Vosnesensk)، از آنجا كه رهبری شورا در واقع در اختیار سازمان سوسیال دمكرات محلی بود، مسالهی رابطهی حزب و شورا به صورت چگونگی این رهبری مطرح بود.
فقط در پترزبورگ بود كه این مساله به صورتی بسیار حاد مطرح شد. همانگونه كه میدانیم شورای پایتخت در ابتدا كمیتهی كارگری بود كه وظیفهاش هدایت اعتصاب بود. ولی رفته رفته، همراه با روند و اوج وقایع انقلابی، شورا تبدیل به کانون مبارزات پرولتاریا گردید؛ به طوری كه شورا، هم رهنمودهای سیاسی صادر میكرد، هم خواستههای اقتصادی را مطرح میكرد و هم نقش سندیكاها را كه در آن زمان وجود نداشتند، انجام میداد. به یک كلام شورا نیروی انقلابی نوینی بود كه مبارزهی سیاسی فعالی را برعلیه حكومت مطلقه هدایت میكرد. در چنین شرایطی شورا، كم و بیش جای احزاب كارگری را به عنوان پیشگامان مبارزهی طبقاتی می گرفت و به همین دلیل مسالهی نقش شورا و روابطش با احزاب كارگری به ناچار مطرح میشد.
حتا در روز19 اكتبر این پرسش به طور ملموس مطرح شده بود و در مورد پیشنهاد پایان دادن به اعتصاب نمایندگان بلشویک لزوم هماهنگ ساختن عملیات شورا با حزب كارگری سوسیال دمكرات روسیه را مطرح كردند. روز بیست وهفتم اکتبر بخش وی بورگ Viborg، شورا مساله را بررسی كرد و تصمیم گرفت پیشنهاد برگزیدن برنامهی سوسیال دمكرات را مطرح كند، و نمایندگان بلشویک حتا این مساله را مطرح كردند كه اگر شورا برنامهی مربوط را قبول نكند از آن بیرون خواهند رفت.
این مساله، پی در پی در شوراهای محلی و كارخانههای مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفت و مباحثات پرشور و حرارتی را برانگیخت. كمیتهی متحدهی حزب كارگری سوسیال دمكرات روسیه كه برمبنای حق رای مساوی از بلشویکها و منشویکها تشكیل شده بود، تصمیم گرفت پیشنهاد كند كه شورا به طور مشخص در مورد این پلاتفرم سیاسی (سوسیالدموکراسی) اعلام موضع كند. شورا در یک موقعیت بسیار بحرانی قرار گرفته بود. هیچ اشكالی برای اتخاذ قطعنامهای در جهت همبستگی با برنامهی سوسیال دمكرات وجود نداشت، زیرا اكثریت عظیم نمایندگان یا اعضای حزب بودند یا طرفدار برنامهی آن. ولی در شوراها نمایندگان احزاب دیگر همچون حزب سوسیال رولوسیونر ـ یا كارگرانی كه به هیچ حزبی وابسته نبودند - نیز وجود داشتند. ولی بالاتر از همبستگی با برنامهی حزب سوسیال دمكرات، با ضرورت و اصلی كه بر مبنای آن شورا به وجود آمده بود در تضاد بود؛ شورا تبلور سامانیابی تمام تودهی كارگران در یک تشکل پیكارگر بود.
با در نظر گرفتن این ملاحظات، شورا پس از بحث كوتاهی تصمیم گرفت مساله را از دستور جلسه خارج كند. نمایندگان بلشویک بهرغم این تصمیم شورا و بهرغم آنچه پیشتر تصمیم گرفته بودند، از شورا خارج نشدند.
در حقیقت آنچه انجام شد سرپوش گذاشتن بر مسالهای بود كه به طور دائم در جلسههای عمومی و مطبوعات كارگری مورد مباحثات پر حرارتی قرار میگرفت. ولی مطرح كردن این مساله (رابطه حزب با شورا) به طور قاطع در شورای نمایندگان كارگری در پترزبورگ میتوانست در آن حساسترین لحظهها، انشعابهایی به وجود آورد، یا در میان پرولتاریای پترزبورگ بی نظمی برانگیزد.
به شیوهی برخورد كلی بلشویکها اشاره شد. ولی با در نظر گرفتن اهمیت مساله، جا دارد قدری بیشتر روی آن تأمل كنیم. در رابطه با چگونگی ارتباط شورا با جناح بلشویک، بار دیگر نشان داده شد كه در غیبت لنین رهبران بلشویک مرتکب چه اشتباهات بزرگی شدند. در آغاز كار این رهبران، برخوردی كاملاً منفی با شوراها داشتند. آنها میگفتند برای اعمال رهبری سیاسی میباید برنامهی سیاسی كاملاً مشخص با اهداف سیاسی كاملاً ملموس داشت. بدین دلیل شوراها، به علت ساختار سیاسیشان نمیتوانند نقش رهبری را ایفا كنند و در هر صورت جای حزب را نمیتوانند بگیرند. افزون بر این، برخی از رهبران بلشویک به این مساله اشاره میكردند كه وابسته نبودن شورا به احزاب سوسیالیست میتواند آن را به راه فرصت طلبی بكشاند و تبدیل به ابزاری سازد كه بورژوازی از آن برای محدود ساختن مبارزات كارگران استفاده كند. پیآمد و جمعبندی چنین استدلالی، بسیار ساده بود؛ شوراها نه فقط برای پرولتاریا لازم نیستند بلكه خطرناک نیز هستند. با آمدن لنین به شهر پترزبورگ به این برخوردهای بیمعنا و بیمایه پایان داده شد. لنین اهمیت عظیم شوراها را درک کرده بود و در مقالهای كه در "نوایاژین" به چاپ رساند، پیشنهاد كرد كه برای افزایش نفوذ حزب در شوراها باید مبارزه شود و بدین ترتیب شكل رابطهی حزب و شورا تنظیم شد. و این رابطه پس از انقلاب اكتبر (1917) مبنای قطعنامههای كنگرههای هفتم و هشتم حزب قرار گرفت. در این قطعنامه آمده است كه شوراها، به طور مطلق سازمانهای لازمی هستند.
بی شك اقدام ارزندهی مطرح كردن رهنمود ایجاد كمیتهی كارگران، متعلق به منشویکهاست، اما آنها خود پنداشتهای بسیار مبهمی از اهداف این كمیتهها داشتند. به محض آنكه شوراها تأسیس شد و شروع به مداخلهگری در امور سیاسی کشور كرد، منشویکها از نتایج شگفتانگیزی كه تبلیغات آنها ایجاد كرده بود متحیر شدند و مانند بلشویکها پافشاری میکردند كه این نهاد جدید (شورا) باید برنامهی سوسیال دمكرات را برگزیند. مارتینف، یكی از رهبران منشویک، در مقالهای كه در ناشالو (Nachalo) به چاپ رسید، پس از بیان اینكه شورای نمایندگان كارگران نخستین تجربهی درخشان نمایندگی مستقل پرولتاریاست، چنین ادامه میدهد: "شورا و حزب دو سازمان پرولتری مستقل هستند كه همزیستیشان نمیتواند زیاد طول بکشد." شوراها برای قدرت مبارزه میكردند. زیرا كه این مسالهای بود كه تاریخ در دستور روز قرار داده بود. ولی منشویکها وظیفهی تاریخی شوراها را درک نمیکردند. به طور كلی آنها شوراها را همچون نوعی پارلمان كارگری كه نقش مشخص و ویژهای در نبرد طبقاتی و پیكار تودهها ندارد، محسوب میکردند.
اما دربارهی سوسیالیست ـ رولوسیونرها باید گفت كه این حزب خرده بورژوا در این مورد نیز، مانند تمام موارد مهم دیگر، نظر مشخصی نداشت. از طرف دیگر نفوذ این حزب در شوراها بسیار كم بود. یک سال بعد، در پائیز 1906، سوسیالیست ـ رولوسیونرها با نقطه نظر منشویکها اعلام همبستگی كردند.
به آنارشیستها بهرغم تقاضایشان، اجازهی ورود به شوراها داده نشد. لنین، در مقالهای در مورد این مسأله، این قطعنامه را مورد تأیید قرارداد. زیرا به نظر او شورا یک پارلمان كارگری نبود بلكه سازمانی بود برای پیكار جهت رسیدن به اهداف مشخص و در این سازمان نمیشد نمایندگان گرایشی را پذیرفت كه با اهداف اساسی انقلاب در تضادند. این دیدگاه كه به نظر نگارنده (آندره نین) کاملاً نادرست است، مدتی بعد به دست خود بلشویکها تصحیح گردید. در شوراهای 1917، آنارشیستها نیز با همان حقوق گرایشهای دیگر جنبش انقلابی كارگری، نماینده داشتند.
در واقع، هنگام برگزاری كنگرهی هلسینگفور Helsingfors، یعنی وقتی كه شرایط زمانی اجازهی داوری وقایع را میداد، سوسیال دمكراتها، چه بلشویکها و چه منشویکها، دیدگاه خود را دوباره در مورد شوراها به طور ملموس و قطعی بیان كردند.
در طرحهای اولیهی قطعنامهای كه به كنگرهی وحدت حزب كارگری سوسیال دمكرات روسیه (آوریل 1906) ارایه شد (این طرحهای اولیه به هرحال مورد بحث كنفرانس قرار نگرفت) منشویکها شوراها را چنین تعریف كردند؛ ارگانهایی كه برای متحد كردن تودهی كارگران در مبارزات و فعالیتهای آنان تشکیل شده و نمایندگی منافع این طبقه در برابر بقیهی مردم است.
بلشویکها، بدون اینكه اهمیت شوراها را همچون سازمانهای تودهای انكار كنند، نشان دادند كه كمیتههای سادهی اعتصاب، در روند مبارزه به "نهادهای همگانی مبارزهی انقلابی" تبدیل شدند و این نهادها "نطفههای قدرت انقلابی" را بنیاد نهادند.
1917؛ ساختار جمهوری شوروی**
پایههای رژیم جدید كه زائیدهی انقلاب اكتبر است، شوراهای شهری و روستاییاند.
شوراهای روستایی براساس یک نماینده برای هر صد نفر از ساكنین و یک نماینده برای هر بیست نفر كارگر كارخانه، معدن، مزارع دولتی یا واحدهای نظامی مستقر در محل انتخاب میشوند. نمایندگان در مجامع عمومی ِ تمام ساكنین منطقه، كه دارای حق رأی هستند، انتخاب میشوند. محلهها و منطقههای مهم روستایی میتوانند در مجامع جداگانه انتخابات خود را برگزار كنند. كارگران كارخانه، شاغلان موسسات و واحدهای نظامی مختلف انتخابات خود را در محل كارخانه، موسسه یا قرارگاه خود برگزار میكنند. قوانین جمهوری شوروی اوكرائین و جمهوری شوروی روسیه، لزوم سازمان دادن شوراهای ملی را در تمام مناطقی كه اقلیتهای ملی حائزاهمیتاند در نظر میگیرد.
وظایف اصلی شوراهای روستایی:
- نظارت بر اجرای تمام قطعنامههای مراجع قدرت مافوق خود
- كمک به نمایندگان این مراجع در انجام وظایفشان در بخش
- اقدام در جهت بالا بردن سطح زندگی اقتصادی و فرهنگی مردم
- تضمین و حفظ نظام انقلابی و مبارزه بر علیه ضد انقلاب و دزدی و راهزنی
- استفادهی بهینه از نیروی تودهی زحمتكش برای حفظ چاهها، پلها و... برای پیشگیری از فاجعههای طبیعی
- كمک به حفظ جنگلها، خطوط راه آهن، تلفن و تلگراف در منطقهی شوراها
- تضمین بهره برداری كامل و درست از زمینها
- به انجام رساندن تقسیم اراضی و سازمان دادن ذخیرهی غلات
- پشتیبانی از همیاری كشاورزان مزارع دولتی، تشكیل كتابخانه و مراکز فرهنگی
- كمک به ریشهكن شدن بیسوادی و فعالیت فرهنگی در میان اقلیتهای ملی
همهی شوراهای محلی بودجهی مستقلی برای خود ندارند؛ ولی با وجود این، همهی شوراها از حقوق قضایی برخوردار هستند و حق امضای بستن قرارداد دارند.
شوراها به طور عمومی به منظور درگیری تمام اعضای خود در فعالیتهای مداوم اجتماعی و سیاسی، اقدام به تشكیل كمیسیونهای مستقل و مخصوصی در درون خود میكنند. این كمیسیونها، با اجازهی شوراها حق دارند همكاری ساكنینی كه عضو شورا نیستند ولی از حق رأی برخوردارند را جلب كنند. هر شورا یک كمیسیون كنترل دارد كه با همان شیوهی خود شورا انتخاب میشود و فعالیتهای مالی آن را كنترل میكند و در برابر مجمع عمومی ساكنین پاسخگوست.
شوراهای شهری، توسط تمام ساكنین حاضر در محل و دارای حق رأی، براساس یک نماینده برای صد کارگر، سرباز ارتش سرخ یا عضو میلیس، یک نماینده برای سیصد نفر كاركنان موسسات دولتی و خصوصی، یا سایر ردههایی انتخاباتی، انتخاب میشوند. شوراهای شهر به حل مشکلات محلی و بحث دربارهی مسائل مورد علاقهی مردم نیز به عنوان یک وظیفه میپردازند.
این مراجع، بودجهی مستقل خود را دارند و به كمک آن نقش فعالی در نوسازی و تحول اقتصادی تودهها و زندگی اجتماعی و فرهنگی ایفا میكنند. این بودجه به مصرف تمام امور محلی میرسد. ارگان رهبری شورا و پلنومهای آن دستکم یک بار در ماه فراخوانده میشد. وظیفهی پلنوم، حل تمام مسائل اساسی مربوط به شورا و تصویب بودجه است.
جلسههای شورا علنی هستند. در تمام جلسهها، به جزآنها كه به طور مخفی فراخوانده میشوند، نمایندگان كمیتهی كارخانهها، سندیكاها، واحدهای ارتش و سایر سازمانها با حق سخنرانی ولی بدون حق رأی حق شركت دارند. به منظور برقرار كردن پیوند نزدیکتر با كارگران، شورا تا آنجا که امكان دارد، جلسههای خود را در محل كارخانهها و انجمنها برگزار میكند. شرط تشكیل پلنومها حضور دستکم نیمی از اعضای آن است.
نمایندگان شوراهای شهری به مدت یك سال انتخاب میشوند؛ یعنی تا انتخابات بعدی. بدون اطلاع قبلی به رهبری شورا، دستگیری اعضای شورا، ممنوع است. در شرایط استثنایی میتوان اقدام به دستگیری كرد در صورتی كه رهبری شورا تا 24 ساعت از آن مطلع گردد.
بخشهایی كه وظیفهی پیوند دادن تودههای زحمتكش را بر عهده دارند در فعالیتهای شورا از اهمیت بسزایی برخوردارند.
این بخشها عبارتند از:
- بخش اداری؛
- بخش مالی؛
- بخش مالی؛
- بخش بهداشت؛
- بخش تجارت و شركتهای تعاونی؛
- بخش بازرسی كارگری و دهقانی؛
با موافقت شورا بخشهای مذکور میتوانند فعالیتهای خود را به چند شاخهی مستقل تقسیم كنند و یا بخشهای جدیدی به وجود آورند (بخش اداری، قضایی، مسكن، بیمههای اجتماعی، كشاورزی). این بخشها مسایل پایهای را كه مراجع قضایی به آنها محول كردهاند، بررسی میكنند و در صورت لزوم، به منظور برقرار كردن نزدیکترین پیوند با مراجع مختلف دستگاه اجرایی و شركت در جلسهها و كمیسیونها و كنفرانسهای شورا و مطالعهی مؤسسات مختلف و اظهار نظر در مورد مسایلی كه پلنومهای شورا یا رهبری شورا به بخش محول كرده، از میان خود كمیسیونهای دایمی برمیگزینند.
برای كارآیی بیشتر فعالیتهایی كه در زمینهی فرهنگی و اداری، در خدمت تودههای زحمتكش انجام میگیرد و برای یاری رساندن به شوراهای شهری در حل مسائل اساسی تحول سوسیالیستی كشور، شوراهای محلی به موازات شورای مركزی، انتخاب میشوند، تحت رهبری آن عمل میكنند و دربرابر آن مسئولاند.
مراجع عالی رژیم شوروی، كنگرهها و كمیتههای اجرایی هستند. شوراهای روستایی هر محل، كنگرهی محل را به نسبت یک نماینده برای هر ده عضو شورا انتخاب میكنند. برای كنگرهی بخش تمام شوراهای روستایی به نسبت یک نماینده برای هر هزار ساكن، و شوراهای شهری، به نسبت یك نماینده برای هر دویست ساكن، نماینده انتخاب میكنند. كنگرههای ایالتی براساس قواعد نمایندگی زیر انتخاب میشوند؛ یک نماینده برای هر ده هزار نفر از ساكنین (این نمایندگان در كنگرههای محلی و استانها انتخاب میشوند)، یک نماینده برای هر2000 نفر از شوراهای شهری و كارخانهها. شوراهای ناحیهای، هر جا كه وجود داشته باشد، توسط نمایندگان شوراهای شهری و كنگرهی بخش، به نسبت یک نماینده برای هر 25 هزار نفر و یک نماینده برای هر 5 هزار نفر از انتخاب كنندگان شهرنشین انتخاب میشوند. كنگرههای شوراهای جمهوری فدرال بر اساس قواعد كنگرههای ناحیهای و یا ایالتی انتخاب میشوند. كنگرهی سرتاسری روسیه كارگران، دهقانان، سربازان سرخ و قزاقها براساس موازین زیر انتخاب میشوند:
- از شوراهای شهری براساس یک نماینده از هر 25 هزار نفر انتخاب كننده
- از كنگرههای ایالتی به نسبت یک نماینده برای 125 هزار نفر از ساكنین
اختلاف بین شوراها و كنگره در این است كه نمایندگان شوراها برای مدت معینی (مثلاً برای یك سال) انتخاب میشوند، در صورتی كه نمایندگان كنگرهها برای هر كنگره انتخاب میشوند و در پایان كنگره مقام خود را از دست میدهند و از آنها فقط افراد كمیتهی اجرایی منتخب كنگره باقی میماند.
... و سرانجام مرجع عالی رژیم شوروی كنگرهی شوراهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است كه در روز30 دسامبر 1922 تاسیس شد. وظایف اصلی آن به قرار زیر است:
- انتخاب كمیتهی اجرایی مركزی و تصویب اعضای شورای ملیتها، منتخب جمهوریها و نواحی خود مختار شوروی
- حل اختلافهایی كه توسط مراجع رهبری و كمیسیونهای رسیدگی به اختلافها هنوز حل نشدهاند
- تعدیل مصوبههای كمیتهی اجرایی مركزی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی براساس پیشنهادهای نمایندگان شوراها یا كمیتههای اجرایی جمهوریهای فدرال
كمیتهی اجرایی مركزی از شوراهای اتحاد شوروی و شورای ملیتها تشكیل شده است. این مراجع از حقوق كاملاً مساوی برخوردارند. شورای كمیسارهای خلق، مرجع اجرایی كمیتهی مركزی است. اجرای مصوبهها و قطعنامههای این شورا در سراسر اتحاد شوروی لازم هستند.
در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی حق رأی همگانی وجود ندارد. پرولتاریا به هنگام در دست گرفتن قدرت، در اكتبر1917، فریب احترام به دمكراسی صوری را نخورد و دیكتاتوری خود را برنشاند، در نتیجه، پیدایش محدودیتهای چندی در حقوق انتخاباتی امری منطقی است. بنابرقانون اساسی شوروی تمام افراد بیشتر از هیجده سال، چه زن، چه مرد كه دارای شرایط زیر باشند، میتوانند در انتخابات شركت كنند یا انتخاب شوند:
1- همهی كسانی كه درآمد خود را از طریق كار مفید یا انجام كارخانگی و فراهم آوردن امكان كار دیگران در خارج از خانه (به طورمثال زنان خانهدار و یا تمام افرادی كه به نگهداری اطفال كارگران اشتغال دارند و...) به دست میآورند.
2- سربازان ارتش سرخ.
3- همهی افرادی كه شرایط 1 و 2 را دارند ولی قدرت كارشان را از دست دادهاند.
4- خارجیهایی كه در سرزمین اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی زندگی و كار میكنند.
كسانیكه نه حق انتخاب كردن دارند و و نه حق انتخاب شدن، حتا اگر شامل رده بندی بالا نیز باشند، عبارتند از:
1- كسانی كه در پی سود از كارمزد وری استفاده میكنند.
2- كسانی كه درآمد آنها از كارشان سرچشمه نمیگیرد.
3- تجار و واسطههای تجاری.
4- راهبین و عمال مسالک و مذاهب.
5- كاركنان و ماموران پلیس سابق و همچنین اعضای خاندان سلطنتی.
6- افرادی كه به اختلال حواس دچارند یا تحت قیمومیت هستند.
7- كسانی كه توسط دادگاهها محكوم شدهاند.
دو یادداشت از "سامان نو":
* آندره نین در سال 1932 از برخی نوشتارهای 1905 لنین در بارهی شوراها بیخبر بود. چون یکی از مهمترین نوشتههای اولیه لنین دربارهی رابطهی حزب و شوراها که در پاسخ به دیدگاه یکی از اعضای برجستهی کمیتهی مرکزی جناح بلشویک به نام کنونیانتس (رادین) نوشته شد تا سال 1940 انتشار نیافت.
** اشاره شد که آندره نین این نوشتار را در سال 1932 نوشته است. دورانی که سالها از تصاحب قدرت سیاسی شوراها به دست بوروکراسی حزبی میگذشت. اینکه دقیقا از چه زمانی شوراها قدرت سیاسی خود را از دست دادهاند به یکی از مهمترین موارد پژوهشی جنبش سوسیالیستی مبدل شده است. بهر روی این بخش از نوشتار آندره نین، یک تصویر کلی از شکل گزینش و کنش شورایی در دوران پس از پیروزی انقلاب اکتبر به دست میدهد